Menu
نویسنده مطلب : فرشته پریشان

مطلب مورد بحث:

یکی از اصول تفویض اختیار به کارکنان | استعاره‌ی میمون بر شانه


اولین بار که این مطلب رو خوندم شاید حدود ۲ ماه پیش بود ، من به شدت درگیر و شلوغ بودم و نمیتونستم بپذیرم بخشی از کارها و مسئولیت هام رو به افراد تیم واگذار کنم ، بعد از خواندن این مطلب برای اولین بار ، سعی کردم میمون رو از شانه ی خودم بردارم و مانع از برگشتنش روی شانه م باشم ، در این مسیر مشکلاتی بود و هست که گفتنش احتمالا حرف مشترکی بین خیلی از ماست ؛زمانیکه میخوایم تفویض اختیار کنیم مشکلاتی از هر دو طرف دیده میشه ، به عنوان یک کارمند اینن سوالات و مشکلات پیش میاد که ایا رییس من سعی در سبک کردن مسئولیت هاش داره و در حالی که من دارم تمام کارها رو انجام میدم در نهایت نتیجه ی مثبتش به نفع اون هست ؟ایا ابزارهایی که در اختیار من گذاشته ، کافی هستند ؟ایا من باید از این اختیار خوشحال باشم یا نه ، این کار انقدر بی اهمیت هست که ترجیح داده وقت من رو به جای خودش صرفش کنه ؟

از نگاه مدیر این مسائل دیده میشه ، ایا کارمند x من شایستگی دریافت رو داره ؟ ایا با کیفیت لازم کار رو تحویل میده ؟ پیامدها و اثرات این تفویض روی دیگران چه تاثیری داره ؟
برای تفویض اختیار باید در نظر بگیریم، اموزش بخش مهمی از این روند هست در واقع شاید بتوان با کمک اموزش یکبار برای همیشه میمون را روی شانه کارمند گذاشت ، در نظر بگیریم به عنوان مدیر روندی را تا دیروز پیش برده ایم و قصد داریم از فردا ان را به کارمند x واگذار کنیم ، بعد از واگذاری کارمند هر بار با سوالات متعدد و بعضا تکراری سراغ ما می اید ، اگر یکبار به کارمند وظایف ، اهداف و اختیارات او در این فعالیت توضیح داده شود ، شاید احتمال بازگشت میمون به حداقل خود برسد .
یکی دیگر از راه حل هایی که من استفاده کردم ، شفاف سازی هدف و فرایند انجام کار بود ، اینکه به چه دلیل این گزارش را میخواهم و تاثیرات ان بر شرکت چیست و چه تصمیماتی به ان وابسته است ،در این بین نباید فراموش کنیم همه ی ما از دیده شدن لذت میبریم بنابراین به اهمیت کار یا گزارش دریافتی از کارمند  و همینطور دلایل انتخاب او اشاره کنیم.