Menu
نویسنده مطلب : یکتا

مطلب مورد بحث:

تسلی بخشی های فلسفه (آلن دو باتن)


“سقراط موقع قهر با همکلاسی ها”

آلن دوباتن فیلسوف معاصر فرانسوی، نوشته هاش در عین حال که فلسفی اند ولی خیلی پیچیده و سخت نیست و
اتفاقا بخاطر حس طنزی که از یک فرانسوی بعید است و
نیز علاقه ای که خود دوباتن به با عالم ادبیات دارد «یک کتابش درباره پروست و چطور خواندن در جست و جوی زمان از دست رفته است.»
جنبه ادبی آثارش به جنبه فلسفی آنها میچربد و در واقع با خواندن کتاب های او یک جور متن ادیبانه را خواهید خواند.مثلا این نمونه :

« به عقیده فیلسوفان دوران باستان، قوای عقلانی ما میتواند خوشبختی و جلالی برای ما فراهم کند که دیگر موجودات فاقد آن هستند…
اما آنها از این امر غفلت کرده بودند که اکثریت دانش پژوهان به شدت ناخشنودند، آنها مبتکرانه مشکلات هراسناکی را نادیده گرفته بودند
که فقط خاص انسان هاست؛ مشکلاتی که در لحظات تاریکی سب میشود که حسرت بخوریم چرا لاک پشت یا مورچه نیستیم یا بز!
من بزی را در مزرعه پیدا کردم …
این بز هرگز نه «مجادلات» کیکرو را خوانده بود و نه در «باب قوانین» اورا؛ ولی با وجود این راضی به نظر میرسید ،
پوزه اش را به برگ های بی صاحب کاهو میمالید و گاه و بیگاه سرش را تکان میداد.این زندگی ناخوشایند نبود.پس فلسفه به چه درد میخورد؟

این سوال خودش موضوع اصلی کتاب است.دوباتن میخواهد به این سوال جواب بدهد که آرای فلاسفه ای مثل سقراط که ۲۵ قرن قبل و در دنیایی متفاوت زندگی میکرده اند به چه درد زندگی مدرن امروزی میخورد؟

او شش فیلسوف را برای نمونه انتخاب کرده و توضیح داده هر کدامشان چی به ما یاد میدهند : مثلا سقراط ، به ما یاد میدهد وقتی محبوبیت خودمان را بین همکلاسی ها و دوستان از دست دادیم چه کار کنیم؟ البته همیشه نیاز به روش های مسلحانه و دعا برای سربه نیست شدن طرف مقابل نیست.بعضی وقت ها تنها کار این هست که به حماقت طرف مقابل خندید چون مساله این هست که به همان اندازه آن ها هم شما رو احمق میپندارند.