Menu
نویسنده مطلب : سارا حق بین

مطلب مورد بحث:

مشکل ما با دیگران معمولاً چندبعدی است


سلام به دوستان

من معمولاً سعی می کنم اختلافات و تعارضات رو در کمترین سطحی که هستند و در کوتاهترین زمان ممکن مورد بررسی و گفتگو قرار بدم. چون اولاً درگیری ذهنی برای خودم ایجاد می کنه و تا زمانیکه در موردش صحبت نکنم این فکر سمی همراه من هست و ثانیاً نگرانم که مروز زمان باعث عمیق تر شدن و اضافه شدن موارد دیگه ای به موضوع اصلی بشه که شاید واقعاً به هم ربطی نداشتند.

روش من اینطوره که در اولین فرصت از شخص می خواهم یه زمانی رو برای صحبت کردن اختصاص بده و اغلب خودم پیش قدم هستم و معمولاً نتیجه خوبی گرفتم.

راستش در حین گفتگو تمام تلاشم این هست که به قول معروف “نبش قبر” نکنم و مسائل رو با هم قاطی نکنم.

اما موارد معدودی هم برام پیش اومده که اینقدر موضوع رو تحمل کردم و در موردش حرف نزدم و یا حرف زدم ولی به نتیجه نرسیدم که یه روند شکل گرفت و اون اختلاف نظر و تعارض ابعاد دیگه ای هم پیدا کرد و نهایتاً مثل یک آتشفشان فوران کرد.