Menu
نویسنده مطلب : زهره خلیلی

مطلب مورد بحث:

استعداد ایده پردازی و انسانهای لبریز از ایده


فکر میکنم از نظر ایده پردازی بین دوستان نفر اول باشم ،به طوری که حدود یک ماه پیش کمی از وضعیت ذهنیمو به روانپزشکم گفتم ،گفت ،اصلا از حالت زندگی طبیعی در اومدم ودر دنیای مجازی ذهن وایده ها م زندگی میکنم ،ازش کمک خواستم ،اون بهم گفت به نیازهای جسمت توجه کن ،نیازهای اولیه ،من روزی یک وعده غذا میخورم ،وجالبه از روی عادته نه گرسنگی ،وبقیه نیازهای فیزیکیم شبیه یا بدتر از این وضعه ،راستش شبها اصلا نمیخوابم وروزی چهار ساعت میخوابم ،البته الان دکتر بهم دارویی داده که مصرف کنم که هورمون خوابه ،راستش تا میخۈام بخوام ذهنم مدام ایده پردازی میکنه نصفی از زنگیم انتزاعیه ،البته جدیدا در مورد بیماری که دچارشم تحقیق کردم ،ومتوجه شدم ،این حالت عادیه وقتی سطح انرژیم پایین میاد ودر فاز افسردگی هستم ،دوره این فاز که تمام میشه وارد فاز شیدایی میشم ،واین دوره ایده وافکار خلاقانه خاص به سراغ بیمار میاد،وتازه فهمیدم خیلی از ادمهای مهم بیماری منو دارند از افراد مشهور مبتلا به این بیماری می‌توان ونسان ونگوگ، لودویگ ون بتهوون، ناپلئون بناپارت، ارنست همینگوی، وینستون چرچیل، بریتنی اسپیرز ،امی واینهاوس و کاترین زتا جونز را نام برد. چرچیل این بیماری را سگ سیاه می‌نامید،به روانپزشکم گ۵تم میخواهم بهش غلبه کنم ،گفت خیلی سخته ،گفتم اگه بتونم مهارت مدیریت این ایده ها را پیدا کنم ،موفق میشم ،برای همین با استاد حسین طاهڔی مشاوره کردم وایشون بهم گفتند که ذهنم طراحه وباید آموزش دادن را برای اینده کاری زندگیت قرار بدی ،کمی در مورد ایده ها با استاد حسین طاهری صحبت کردم ،وایشون گفتند چقدر جامع تحقیق کردی ،اما راستشو بخواهید من اصلا تحقیق نکرده بودم فقط خودم در جایگاه ادمهایی با اون مشکلات فرض کرده بودم وتمام این افکار بهم الهام شده بود وبا چشم درونم میدیدم ،بعد هم برای مشکلات راه حل پیدا کردم ،یعنی وقتی به مشکلات اونا فکر میکردم ،ایده های مختلف فوارن میکرد ،گاهی دلم میخواد سرمو بزنم به دیوار از بس ایده میاد سراغم ،البته الان حدود یک ماه روشی را پیش گرفتم ،من در سن چها ر سالگی یادگرفتم با چوب کبریت خلال دندان قلاب بافی ومیل بافی کنم ،اما از میل بٱفی بدم میومد چون یه کار تکراری بود ،یکماهه خودمو مجبور کردم میل بافی کنم ،اولش سخت بود ،میخواستم ذهنم به کار تکراری عادت بدم به اینکه باید اهسته وپیوسته کارۍ تکراری انجام بده ،دیروز یه شال گردن دومتری ویک کلاه کج ودستکش برای یک عروسو تحویلشون دادم ،بالاخره در اولین قدم موفق شدم ،هوررررررا