Menu
نویسنده مطلب : محمدجواد علیمحمدی

مطلب مورد بحث:

استعدادیابی: استعداد موسیقی و صدا (۲)


به نظرم باید هر کس در هر زمینه ای که علاقه دارد برود و استعداد های پایه آن را پیدا کند و به رشد آن استعداد های پایه خود کمک کند. چون این استعداد های پایه در اغلب شغل ها به نحوی وجود دارد و اگر هم نیست به نحوی می شود دخیلش کرد. مثلا اگر من یه موسیقی علاقه دارم اما نه استعدا تشخیص فرکانس دارم نه استعدا حافظه تن و نه ریتم . اما باز هم می توانم یکی از برترین افراد در موسیقی باشم. می توانم در حوزه تاریخ موسیقی فعالیت کنم یا اگر استعداد تجسم فضایی و درک ساختارها رو دارم می توانم سازنده حرفه ای ساز باشم . یعنی از هردری که مرا از خانه موسیقی به بیرون برانید من راهی پیدا می کنم تا به این حرفه مشغول شوم و در ارتباط باشم.

به نظرم همه این ها کمک می کند تا ما دقیق تر فکر کنیم و نه بیش تر. خط اصلی را علاقه تعیین می کند.

فرض کنید یک بت از زیبایی وجود دارد. من اگر شاعر باشم برایش شعر می نویسم اگر مجسمه ساز باشم مجسمه اش را می سازم . اگر تحلیل گر باشم و استعداد استقرایم خوب باشد تحیلیل اش می کنم . یعنی هیچ کدام از این پارامترهای استعداد یابی به ما تعیین تکلیف نمی کند . این ما هستیم که در مسیر علایق خود از این استعداد ها استفاده می کنیم. یا برا یاستعدادهای خود محلی برای بروز پیدا می کنیم که تا به حال کسی انتظار آن استعداد را در آن حرفه نداشت.مثل حضور استعداد کار با دست و انگشتان و تجسم فضایی و حافظه طراحی یک آهنگر و ضراب سکه در نوشتن کتاب.

شاید نداشتن استعدادی که همه انتظار داشتنش را در یک شغل از ما دارند بیش از داشتن آن استعداد به ما و دیگران کمک کند. فکر کنید که همه انسان ها توانایی به کارگیری حنجره و گرفتن تمامی نت ها به بهترین شکل را داشتند آیا به نظر شما کسی رغبتی می کرد تا در میان صداهای داوودی نوع بشر به اختراع سازی بدوی فکر بکند . شاید سازهای اولیه را کسانی ساخته اند که از استعداد به کارگیری حنجره و صدای زیبا بی بهره بوده اند.

یا فکر کنید گوتنبرگ که ماشین چاپ را اختراع کرد علاقه مند و پر ذوق در خطاطی و طراحی و نوشتن بود. احتمالا او در همان شغل نویسندگی کتابهای نفیسی از خود به جا می گذاشت اما فکر نمی کنم به ذهنش خطور می کرد که به جای نوشتن با قلم از حروف سربی استفاده کند. مخصوصا کسی که لذت خطاطی را درک کرده باشد با وجود دستگاه چاپ هم با دست می نویسد. یعنی نداشتن استعداد خطاطی و تحمل نکردن این کار و نداشتن این توانایی نه تنها به او بلکه به بشریت خدمت بزرگی کرد. تنها نباید استعداد گوتبرگ در کار با فلزات را ستود ، باید او را به خاطر همه ناتوانایی هایی که داشت و هرگز برای برای بهبود آن ها تلاش نکرد هم ستود. او هیچ گاه تلاش نکرد( البته شاید تلاش کرده من نمی دانم) که کتاب مقدس را با خط خوش بنویسد -استعدادی که لازمه کار کتاب نویسی است- او احتمالا به نوشتن انجیل علاقه مند بوده یا نفع مادی داشته .

برای رسیدن به یک مقصد یا جاده ای هست یا جاده ای می سازیم. جاده همان استعداد هست .این جاده ها از شهرهای مختلفی می گذرند.