Menu
نویسنده مطلب : ادریس میرویسی

مطلب مورد بحث:

شاخص های کلیدی عملکرد در حوزه‌ی محتوا


در حاشیه‌ی تمرین اول:

دوستان به نکات مفید و متنوعی اشاره کردن برای تحلیل اثربخشی کمپین‌های غیرانتفاعی. من ترجیح می‌دم به یک سوال دیگه فکر کنم:

با فرض اینکه یک کمپین به اعداد خوبی در مهم‌ترین بخش، یعنی Final Action Indicators دست پیدا کرده باشه، آیا می‌تونیم اون رو کمپین موفقی بدونیم؟

واقعیت اینه که ما در کمپین‌های غیرانتفاعی در کنار منابعی که از کسب و کار خودمون خرج می‌کنیم، داریم یک سری منابع رو هم از فرهنگ و اجتماع قرض می‌گیریم.

میل به نوع‌دوستی، دغدغه‌های اجتماعی، و حتی بخشی که افراد از سبد هزینه‌هاشون برای کارهای خیریه در نظر گرفتن، همه منابعی هستن که در کمپین‌های غیرانتفاعی خرج می‌شن.

مثلا وقتی من تحت تاثیر یک کمپین سازمان غیرانتفاعی الف صد هزار تومن هزینه‌ی مالی می‌کنم. با فرض اینکه من به طور مشخص (یا به طور احساسی و تقریبی) هر ماه به اندازه‌ی صد هزار تومن برای «کار خیر» کنار گذاشته باشم، دیگه نمی‌تونم این هزینه رو برای کارهای دیگه بپردازم.

درباره‌ی منابع دیگه هم به همین صورت هست. حسِ دلسوزیِ من، میزان توجهی که در طول ماه و سال می‌تونم به دغدغه‌های اجتماعی داشته باشم و … همگی محدود هستن. هر کدوم از این کمپین‌ها بخشی از این منابع رو مصرف می‌کنن.

سوالی که باید هم طراحان چنین کمپین‌هایی بهش فکر کنن، و هم شخصا وقتی می‌خوام تحت تاثیر چنین کمپینی قرار بگیرم سعی می‌کنم بهش توجه داشته باشم، اینه که «آیا این بهینه‌ترین راه استفاده از این منابع هست؟»

آیا من راه بهتری برای خرج کردن این صد هزار تومن نمی‌شناسم؟

آیا زمان و توجهی که می‌خوام صرفِ این کمپین کنم به طور اثربخش‌تری نمی‌تونه صرف بشه؟

بسیاری از اوقات پیش میاد که به این سوال توجه مناسبی نمی‌شه و بخشی از سرمایه‌های اجتماعی و انسانیِ ما به هدر می‌ره.

در همین رابطه خوندن این لینک‌ها رو پیشنهاد می‌کنم:

Slacktivism

مبارزه‌ی زیر لحاف

کامنت محمدرضا شعبانعلی راجع به کمپین دنت