Menu
نویسنده مطلب : محمد حجی

مطلب مورد بحث:

روش های تصمیم گیری | آشنایی با سیستم یک و دو در فرایند تصمیم گیری


اگر من درست متوجه شده باشم سیستم یک رفتارهایی نهادینه شده در ماست، ما عادت و دوست داریم که کارهایمان را اتوماتیک وار انجام دهیم، خب این قضیه برای یکسری از کارها و امورات مناسب است مثلا فکر کنید این که ما بخواهیم به تعداد دم و بازدم هایمان در یک ساعت تمرکز کنیم و کیفیت ان را برای چند روز و مداوما زیر نظر داشته باشیم

فارغ از این که دلیلی خاص و خیلی مهم برای این کار داشته باشیم فرایند زندگی ما تعطیل خواهد شد

پس یکسری کارها را بگذاریم اتوماتیک وار انجام بشوند بهتر است. اما این که کدام کارها و چیزها ؟ این اصل سوال است؟ دوستی داشتم که عادت کرده بود هر وقت حال دیگران را میپرسید فارغ  از جواب و شرح مخاطبش به عجب خدا رو شکر اکتفا میکرد

محاوره زیر را در نظر بیاورید:

سلام آقای دستفروش، حال شما؟ چند وقتی بود که تشریف نداشتید

– سلام جناب، ممنونم شما خوبید؟ والا ماموران شهرداری من را گرفتند و وسایلم را توی جوب ریختند و من با اونا درگیر شدم و به دلیل شکایتشون یه مدت بازداشت بود

– عجب- به سلامتی خدا رو شکر

یا خود من در ترم هایی که اتقم در خوابگاه دانشگجویی عوض میشد به طبقه سابق یا حتی ساختمان سابق مراجعه میکردم

در سطحی کلانتر مطابق با انچه در تحلیل رفتار متقابل نوشته ون جونز .. ترجمه بهمن دادگستر انتشارات دایره خوانده ام احتمال میدهم که ما دوست داریم مسایل ارتباطی، برنامه هی زندگی و تصمیمات و قواعد زندگیمان را بصورت سناریویی نا نوشته درون فکنی کنیم چنان که انسان های مسنی را دیده ایم چنان لجوج گویی هنوز بر سر توپ پارچه ای دوران کودکیشان دعوا میکنند اما اکنون بر سر زمین و مال و ..

این اما بدین معنی نیست که اتوماتیک شدن در روابط بد است

در صورتی که در سطح روانی بالغی باشیم

سناریوهایی جالتر و سالم تر درون فکنی خواهد شد

پس وقتی اشتباه دیدیم راحت تر یم

از زیبایی ها لذت بیشتری میبریم

در لحظه زندگی میکنیم

بهترین حالت این است سناریوی زندگیمان را در سطح بالغمان تنظیم و دوباره نویسی کنیم

اینجا دیگر باید ها و نبایدهای مخرب به جا ماده از سنت و گذشته و نادانی های کودکیمان باعث وسواس ههای سطح دویی نمیشوند

اگر هم سطح دو وارد شود

بالغانه و متناسب بهتر شدن اوضاع ورود پیدا میکند.