Menu
نویسنده مطلب : زینب الف

مطلب مورد بحث:

چمدانی از دروغ


روبرو شدن با حقیقت خیلی سنگینه. اما به نظرم تا نخواهی که حقایق رو بدونی و تا باهاشون روبرو نشی، نمی تونی قدم برداری. برای حرکت کردن، برای درست حرکت کردن ، باید حقیقت رو بفهمی و باهاش روبرو بشی.

در زندگی شخصی خودم تجربه هایی داشتم که اتفاقا اثرات زیان باری هم بر جا گذاشته. وقتی اتفاقی تلخ در زندگی ام افتاده، سعی کردم باورش نکنم، بهش فکر نکنم، زانوی غم بغل گرفتم، هی به خودم گفته ام که مگه میشه اینطور شده باشه؟ و … . اما روزی همه چیز تغییر کرد که ایستادم روبروی حقیقت، نگاهش کردم، لمسش کردم و بعد به دنبال راه چاره افتادم. شاید روزی هزار بار افتاده باشم از سنگینی بار حقیقت. اما باز هم راضیم. راضیم که یاد گرفتم در زندگی حقیقت رو انتخاب کنم و بر دروغ ترجیحش بدم.