Menu
نویسنده مطلب : صدرا علی آبادی

مطلب مورد بحث:

دلالی چیست؟ واسطه گری چه تفاوتی با دلالی دارد؟


پاسخ سوال یک :

سازمان: فیسبوک

تصمیم یک: خرید واتس اپ به قیمت ۱۹ میلیارد دلار. واتس اپ فقط پنجاه کارمند داشت زمانی که خریده شد و همه میدونیم که ترسناک ترین وجه خرید های بزرگ، ادغام دو شرکت هست که قطعا ثبات رو از بین میبره. زاکربرگ با هوشمندی از ادغام شرکت ها خودداری کرد و تاثیر این خرید روی ثبات فیس بوک رو تا حد زیادی کاهش داد. به نظرم لازم نیست، بدست آوردن یک میلیارد کاربر جدید چه تاثیری روی پایداری شرکتی که ماموریتش رو اتصال ادم ها به هم میدونه میذاره.

 

تصمیم دو: مبارزه جهادی برای شکست گوگل پلاس. زمانی که گوگل بزرگترین شرکت اینترنتی دنیا، از طرحش برای شبکه های اجتماعی پرده برداشت، فیس بوک به اندازه امروز بزرگ نبود. اون ها ترسیدند. زاکربرگ همه رو جمع کرد و اعلام وضعیت قرمز کرد. شرکت از شرایط عادی خارج شد. کارمند ها حتا در روز های تعطیل حق نداشتند به خونه بروند و مکانی آماده شد تا خانواده ها برای سرزدن از عزیزانشون به شرکت بیان. مشخصا بوجود اوردن چنین شرایطی به طور کل ثبات فیس بوک رو در اون روز ها بهم ریخت. اما پس از گذشت چند ماه ما گوگل پلاس رو میبینیم که تبدیل به یک متروکه شده و عملا شکست خورده و فیس بوکی که روز به روز بیشتر رشد میکنه. چنین روش مدیریت بحرانی صددرصد به پایداری فیس بوک کمک مثبت کرد.

 

تصمیم سه: نفروختن شرکت در روزهای ابتدایی به خریداران

داستانی پیشنهاد خرید فیسبوک توسط یاهو که از زبون پیتر ثیل نقل شده رو اکثرا در همین متمم خوندیم. زاکربرگ اگر پیشنهاد رو قبول میکرد شرکتش رو وارد ثبات میکرد. فشار سرمایه گذار ها برای رشد و رسیدن به سود دهی از پشتشون برداشته میشدو با خیال راحت تر و ثبات بیشتری به کار ادامه میدادند. اما در زاکربرگ این تصمیم رو قبول نکرد و مسیرش رو تا عرضه سهام ادامه داد و امروز داریم میبینیم که قطعا پایداری در پشت تصمیم درست زاکربرگ نهفته بود.هرچند ثبات اون روز های شرکتش رو فدا کرد.جالبه که امروز یاهو زیر چتر مریسا مایر هسته ی اصلی کسب و کارش رو برای فروش گذاشته و اسم فیس بوک هم در کنار دیگر خریداران احتمالی مثل ای تی اند تی ، گوگل و تن سنت به گوش میرسه.

 

 

———————————————-

پاسخ سوال دو:

بله. یک مثال در دنیای واقعی تصمیم لری پیج و برد گوگل در تبدیل کردن اون به هولدینگ آلفابت. به شکل واضحی تصمیمی بود که هم ثبات رو در کمپانی افزایش داد و همچنین پایداری رو.

با شفاف شدن دخل خرج گوگل و شرکت های معروف به سایر قمار ها، شرکت هایی که سوددهی نداشتند مجبور شدند، برنامه هاشون رو تغییر بدن چرا که دیگه نمیتونستند از گاو شیر ده مادر (بدنه اصلی گوگل) بدون حساب و کتاب برداشت کنند.

در همین چند ماه بعد از این تصمیم دو اتفاق مهم افتاد. مدیرعامل نست(یکی از شرکت های تابعه) بدلیل این که انتظار میرفت تغییر استراتژی بده شرکتش به سمت سوددهی، و همچنین محدود شدن منابعش با افزایش فشار ها استعفا داد.

همچنین بازوی رباتیک گوگل بوستون داینامیکس که قبلا تحت مدیریت اندی رابین(خالق اندروید) بود و بعد از رفتن رابین از گوگل راکد شده به بود، به دلیل عدم سوددهی و آینده روشن به توییتا فروخته شد. تا خیلی از کسانی که نگران ارتش ربات های مجهز به هوش مصنوعی گوگل بودند نفس راحتی بکشند.

این اتفاقات و همچنین افزایش نمایی سهام آلفابت در ماه های اخیر تصمیمی بود که هم ثبات رو و هم پایداری رو هم زمان برای شرکت ترسناکی که آینده مون رو داره شکل میده به ارمغان آورد.

سوال سه و چهار: پاسخش یکی از پروژه هایی هست که این روز ها بخش بزرگی از وقتم رو به خودش اختصاص داده. اگر از این دریا به سلامت گذشتیم، امیدوارم بتونم و بیام خلاصه ای از تجربه ی این مسیر رو اینجا بنویسم.