احمد زارعی - نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : احمد زارعی

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


سلام به دوستان عزیز متممی

اغلب ما محصول نگرش اجتماعی حاکم بر محیط زندگیمان هستیم . موفقیت و شکست را از دید دیگران تفسیر میکنیم. آنجه می خواهیم شاید بیشتر بازتابی از عکس العمل ما نسبت به خوا سته های اجتماع است. اغلب پس از شروع یک مسیر برای دستیابی به هدفی که دغدغه آن را داشته ایم انگیزه های خود آگاهمان را فراموش میکنیم و انگیزه های ناخودآگاهمان را نیز به به یاد نمی آوریم. گاهی برای کسب ارزش های اعتباری خرده فرهنگی که در آن رشد یافته ایم موفقیت را تبیین می کنیم.بیشتر ما محصول نگرش و پارادایم حاکم زمانه مان هستیم و گمان می کنیم انتخابهایمان مستقل از سنت و یا تبلیغات است. وشاید بدیهی میدانیم که اهدافی که انتخاب کرده ایم خواسته خود ما بوده است.اگر خواسته من نبوده است پس چه کسی انتخابگر بوده است؟ و جالب اینجاست که ما بیشترین آسیبی که می خوریم از ناحیه همین بدیهیات است.

من گمان می کنم که معنی واژه هائی را که به کار می برم می دانم!

من گمان می کنم که می دانم چه می گویم وگمان می کنم که دیگری آنچه می گویم میفهمد!

من گمان می کنم که  درست سخن می گویم . درست می نویسم و درست می اندیشم و درست استدلال میکنم!

من گمان می کنم که می دانم چه می خواهم و گمان می کنم  که انتخابهایم مستقل و مطلوب من بوده است!

” سقراط  ” که جای خود دارد ،اگر خود نیز در ذهنمان با اندیشه هایمان خلوت کنیم و بدیهیاتمان  را با روشی فلسفی- منطقی و با تردید مورد سوال قرار دهیم ، بعید می دانم که ازعمق نادانیمان به هراس نیفتیم.

آیا من واقعا میدانم که کیستم؟

آیا من واقعا خود را می شناسم؟

آیا من واقعا خود را دوست دارم؟

آیا من واقعا میدانم که از زندگی چه می خواهم؟

آیا ارزش های درونی محرک تصمیماتم عمیقا درونی است یا باز تابی از آموزش های اعتباری محیط زندگیم؟

آیا این شغلی است که واقعا از آن لذت می برم ؟

آیا این تحصیلا تی است که واقعا عطش آن را داشته ام ؟

آیا این  شهر ودیاری است که با رضایت در آن زندگی میکنم؟

آیا سبک زندگی مورد علاقه ام همین است که هست ؟

اگر جواب سوالات فوق آری است پس چرا ما اینقدر از مدینه فاضله دوریم ؟ و چرا اینقدر نارضایتی ، افسردگی ، خشم ، نگرانی و

پشیمانی در میان ما رواج دارد و  ” ملال ” شکوه مشترک آدمی است ؟