Menu
نویسنده مطلب : فاطمه خوانساری

مطلب مورد بحث:

انواع هیجانات و ابراز احساسات با کلمات | چرخ رابرت پلاچیک


دوست عزیزم سلام
هجده سال پیش که تو  را برای اولین بار در مدرسه دیدم هرگز فکر نمی کردم که این دیدار در آینده می تواند آنقدر قوی مستحکم باشد و تا به امروز ادامه پیدا کند. تمام خاطرات خوبی که با تو دارم هر لحظه همراه من است همیشه   تو با مهربانی هر دستی که به سویت دراز می شود را می فشردی و کمکش می کردی.
اما چرا این روزها آنقدر عوض شده ای؛ یا نیستی یا وقتی که هستی فقط برای انجام کارهایت به سراغ من می آیی .آنقدر نبودن ها و بودن هایت عجیب است که فکر می کنم نمی شناسمت. تو جز معدود افرادی بودی که در زندگی می توانستم رویش حساب کنم اینکه همیشه هستی و حتی نگاهت نیز به من قدرت میداد. شلوغ بودن و پر مشغله بودن کارهایت را در طول هفته درک می کنم ولی چرا در روزهای آخر هفته نیستی وقتی زنگ می زنی حتما برای من یک عالمه کار و مسئولیت جدید ایجاد می کنی . بگذریم …
ای کاش در خیلی از موارد سکوت نمی کردی مستقیما حرف دلت را بدون حاشیه می زدی. دوستی که تا الان با وجود مصیبتهای که هر دوی ما تجربه کردیم هر روز مستحکمتر شد چرا اکنون این گونه غبار غم گرفته و مانند موریانه از درون به وجود ما رخنه کرده است. نمی دانم چه شده و مشکلت کجاست. تمام تلاشم را می کنم تا تو را درک کنم و به خود می قبولانم این موقتی است. مثل همیشه بهت اعتماد دارم و منتظر می مانم پس زود برگرد.
خیلی زودددددددددد