Menu
نویسنده مطلب : انصار رضائی

مطلب مورد بحث:

استراتژی به روایت مایکل پورتر یا هنری مینتزبرگ؟


من با توجه به فضای دارای عدم قطعیتی که برای آینده تحصیلی، شغلی و زندگیم وجود داره و همچنین ویژگی های شخصی ام و آموخته های محمدرضا دیدگاه میتزبرگ رو ترجیح میدم. گاهی واقعا شرایط آنطوری که میخواهیم پیش نمیره و اولویت انتخاب ها تغییر می کنه. البته یه خورشیدی فرضی هم برای مسیرم دارم که شاید به دیدگاه پورتر نزدیک تره، منتها به جای داشتن یک مسیر مشخص برای رسیدن، چندین مسیر هماهنگ( و نه متناقض) رو برای خودم در نظر گرفتم و پیمودن مسیرها برام لذت بخشه. اگر برسم که خوشحالم و اگر نرسم اینکه مسیر رو خودم انتخاب کردم و در طول مسیر لذت بردم درد نرسیدن رو کم می کنه، البته خودم رو محکوم به رسیدن کردم و باید برسم ;-)
به تعبیر کالینز و پوراس:
زندگی تغییر می‌کند. دنیای اطراف ما تغییر می‌کند. اما چیزهایی هست که تغییر نمی‌کند.