Menu
نویسنده مطلب : عبداله ایپکچی

مطلب مورد بحث:

ماجرای شام دُنگی


دن اریلی عزیز، سلام خسته نباشید.

از پاسخ ات به پرسش مطرح شده مثل همیشه لذت بردم. می خواستم در تکمیل پاسخ ات یکی دو مورد را گوشزد کنم. نکته اول اینکه باید مشخص شود که موقعیت اجتماعی  هر کدام از آن دوستان چگونه است و همچنین آیا از نظر وضعیت مالی در یک سطح هستند یا نه؟  شاید برایتان این سوال نامربوط به نظر برسد ولی ما در ایران به این مسئله توجه زیادی می کنیم . درست است که از نظر سطح رفاهی و سطح درآمدها نسبت به دوستان آمریکایی و اروپایی غالبا پایین تر هستیم ولی ملاحظاتی را مد نظر می گیریم  و آن ملاحظات  فراتر از خرید و فروش کالا می باشد. من غالبا وقتی با همکاران شرکت و کارمندان ام به رستوران می رویم یا سفارش غذا می دهیم سعی می کنم که صورت حساب را خودم پرداخت کنم. در اینکار منتی نیست من بیشتر از همگی آنان شاید لذت می برم ، لذت من در روی لب ام نیست ، لذت  در گوشه قلبم است.به نظر من انسان اگر بتواند کاری غیر از امور روزمره زندگی برای دوستان و رفقایش انجام دهد آدم است.

هر چیزی نباید به صورت بده و بستان باشد. خیلی وقت ها چیزی می گیری ولی چیزی نمی دهی، و برعکس آن هم صادق است. دوره های حدودا دوماهیانه ای بین دختر و پسر عمو و عمه هایم داریم . هر بار منزل یکی از آنان برگزار می شود ، به علت مشکلات منزل ما به ندرت این مهمانی در خانه من برپا می شود ، آیا این امر باعث رنجش آنان می شود؟ هرگز. آیا باعث می شود که آن مهمانی ها به دل من نچسبد؟ خیر همیشه روز شماری می کنم تا وقت مهمانی برسد.

پس ورای هزینه هایی که می کنیم ، احساسات و عواطفی هم جاری است که در نوشته ات به آن اشاره نکرده بودی.

دوست کوچک ات ـ یک متممی