Menu
نویسنده مطلب : زهرا وفائیان

مطلب مورد بحث:

آیا دوم بودن بهتر از اول بودن نیست؟


سلام

” اولین باش. هیچکس نفر دومی که وارد اتاق شد را به یاد نمی آورد. ”

 

جمله ای با این مفهوم را در متمم خواندم.

فکر می کنم هزینه های اولین بودن زمانی مورد بررسی قرار می گیرد که ما لحظه های حال را فدا می کنیم تا چیزی را سالها بعد به دست آوریم. سالها پیش جمله ای از محمدرضا خواندم با  این مفهوم که:

” نتیجه همه ی تلاش ها در زندگی این است که در نهایت بنشینی موسیقی ملایمی گوش کنی و از یک منظره بی نظیر لیوان چای ات را بنوشی. این را همین حالا از خودت دریغ نکن. این را به آینده موکول نکن”

و به گفته زیبای محمود دولت آبادی :

” آن جا یک قهوه خانه بود

اما ننشستیم به نوشیدن دو استکان چای

چرا؟

دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا می نشستیم

و نفری یک استکان چای می خوردیم

عجله ؟

همیشه عجله !

کدام گوری می خواستم بروم ؟

من به بهانه ی رسیدن به زندگی ؛ همیشه زندگی را کُشته ام ! ”

این روزها در تلاشم مفهوم ” زندگی کردن در کار ” را عمیقا تجربه کنم. فکر می کنم تنها کسانی حقیقتا به هزینه های اول شدن می اندیشند که بین آنچه حقیقتا می خواهند با آنچه در تلاش برای رسیدن به آن هستند ؛ انحرافی وجود دارد.