Menu
نویسنده مطلب : علی رستمی

مطلب مورد بحث:

کتاب مهارت حل مسئله


الان که به مسیر یادگیری خودم در برنامه نویسی نگاه می‌کنم، به نظرم میاد که منم تا حدی دچار “اثر افول در میانه راه” شدم.

در ابتدا مسائل را با حداقل چیزهایی که می‌دونستم پیش می‌بردم و حل می‌کردم. اما با افزایش دانشم در برنامه‌نویسی سرعت حل مسئله‌ی من دچار کندی شد. از اونجا که برای حل یک مسئله برنامه نویسی راه‌های متفاوتی قابل تصور هست، همیشه نگران این بودم که از کدام راه بروم یا از کدام ابزاری که آموختم استفاده کنم تا کد بهتری نوشته باشم. در حالی که در ابتدای مسیر، جعبه ابزارم محدودتر بود و سعی می‌کردم با همان ابزار کم، مسئله را حل کنم.

هر چند هنوز هم به میزان خبرگی مدنظرم دست پیدا نکردم و می‌دونم هنوز راه زیادی در پیش دارم. اما با این حال اون حس کندی و کارایی کم پس از یادگیری یک چیز جدید با گذشت زمان و به کار بردن اون در جاهای مختلف کمتر میشه و هر از گاهی جای خودش رو به آموخته‌ها و ابزارهای جدیدی میده که در مسیر کسب می‌کنم.