Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

فیلیپ زیمباردو


اثر لوسیفر را که خواندم، اوایل همه توجهم به تعبیری بود که ما از شیطان داریم و چقدر محتوای این تعبیر می تونه به رفتار و ماهیت وجودی ما انسانهای عادی نزدیک باشه، بعدها به آنتی لوسیفر متوجه شدم، ضد شیطان یا یک موجود پادشرّ، کسانی که در برخی موقعیت ها با همه شرارت هاییکه در معرفی اونها تمایل به اشاره به اونها داریم، گاهی چنان فرشته رفتار می کنند که آدم متحیر باقی می مونه. متاسفانه کتاب را الان در اختیار ندارم ولی در تد سخنرانی ایشون هست که بخشی از ترجمه اون اینه:

۱۶:۳۶

هفت عنصر از این روند و پردازش اجتماعی که روند شریر شدن را لغزنده و راحت می کند چیست ؟ بیفکری اولین قدم است.دیگران را از حالت انسانی خارج دانستن. خود پرستی و یکتا دانستن خود. کم اهمیت کردن مسولیت شخصی. فرمانبری کورکورانه از اولیا امور. پیروی عادی از هنجار های گروه. تحمل انفعالی در مقابل شرارت با بی حرکتی و بی تفاوتی
فیلیپ زیمباردو : چگونه افرادعادی جامعه به یک بیدادگر یا یک قهرمان تبدیل می شوند ؟