Menu
نویسنده مطلب : حمید مرادی

مطلب مورد بحث:

تکنولوژی دیجیتال مدیر بهتر می‌خواهد نه تکنوکراتهای بیشتر


قبل از پاسخ به سئوالات:

در مورد دیجیتال کردن بیزنس های موجود، روش های جدید و زیادی از طرف متخصصان حوزه مدیریت عنوان شده است. مخصوصا سازمان های بزرگ که احساس می کنند می توانند با به کارگیری تکنولوژی دیجیتال، صرفه جویی زیادی ایجاد کنند. گروه مشاوره بوستون که معمولا به مسایل مدیریتی روز می پردازد، الگوریتم مدیریتی را پیشنهاد میدهد که سازمان بتواند از طریق تکنولوژی، ارزش افزوده ایجاد کند. مطابق این الگوریتم، ابتدا باید کارهای کوچکی انجام شود، پروتوتایپ تهیه شود، معلوم شود که قرار است چه نوع ارزش افزوده ای ایجاد شود، محصول مورد نظر بهینه شود و به افراد در سازمان ارایه شود. همزمان مساله فرهنگ سازی در سازمان هم آغاز شود. گلوگاه ها شناخته شود و برطرف گردد. BCG این الگوریتم را چابک می داند و معتقد است که تغییرات عمده و فکر نشده در مورد دیجیتال کردن بیزنس، به راحتی برای سازمان فقط هزینه بر خواهد بود.

تصویر زیر مربوط به مدلی است که گروه BCG برای دیجیتالی کردن بیزنس ارایه می کند.

https://www.bcgperspectives.com/Images/Digital-Imperative_ex1_large_tcm80-183083.jpg
البته این گروه به این کار به عنوان یک استراتژی کسب و کار نگاه می کند. به این دلیل که شرکت های کوچک و افراد مستقل با ورود به دنیای دیجیتال می توانند بیزنس های سازمان های بزرگ را تحت تاثیر قرار دهند. پس توصیه می کند که قبل از آنکه یک شرکت توسط رقبای دیجیتال خود نابود شود، خودش این بازار را در دست بگیرد.

واقعا در مورد اینکه چه سطحی از تکنولوژی دیجیتال باید مورد استفاده قرار گیرد، بحثی نشده و به نظر هم نمی رسد که مساله مهمی باشد.

پاسخ به سئوال یک: در نگاه اول شاید کسی فکر کند که سایت های خرید و فروش اینترنتی، به راحتی ایجاد می شوند و موفق خواهند بود. اما در همین کشور خودمان کم نبودند کسانی که می خواستند با دیجی کالا رقابت کنند و از میدان به در شدند. موفقیت دیجی کالا در برنامه نویسی یا تکنولوژی به کار گرفته در آن نیست. حتی بیزنس مدل خیلی پیچیده ای هم ندارد. اما مدیریت این سایت، شناخت رفتار مصرف کننده، ایجاد اعتماد در طبقات اجتماعی و … کار یک مدیر است و نه یک برنامه نویس. این مساله در مورد سایت متمم و سایت آمازون هم مصداق دارد.

پاسخ به سئوال دو: در شرکت ما استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی برای تهیه گزارش ها الزامی است. یعنی نقشه ها باید توسط این بخش تهیه شوند وبعد در گزارش استفاده شوند. به دلیل سختی این کار، مدیران سعی می کنند از تهیه گزارش هایی که نقشه دارد، خودداری کنند و از این طریق، صورت مساله را پاک کنند.  برای فرهنگ سازی و ساده کردن فرایندها در سازمان می شود مشوق هایی در نظر گرفت و به جز کلاس های آموزش کار با این سیستم، می توان به مدیران مزایای استفاده از این سیستم را آموزش داد.

مشکل دیگر استفاده از این سیستم، نداشتن درک درست از نیازهای مشتری است. مشتری می خواهد که طراحی های انجام شده در شرکت به صورت آنلاین دسترسی داشته باشد، اما واقعیت این است که مسئولان این سیستم، برنامه نویسان و متخصصان حوزه تکنولوژی هستند. نیاز است که فردی با تخصص مدیریت و بازاریابی نیازهای مشتریان را بررسی کند و بعد این سیستم را مطابق با آن توسعه دهد.