Menu
نویسنده مطلب : زهرا کاظمی

مطلب مورد بحث:

کاربردی کردن آموخته‌ها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کرده‌اید؟


بنظر میرسه ما وقتی میتونیم تشخیص بدیم در یادگیری به سطح سوم یعنی یادگیری کاربردی رسیدیم یانه که بتونیم آموخته هامون رو در قالب مسئله ها و کیس های عملی مطرح شده به کارببریم یا درواقع توان حل مسئله های مرتبط با موضوع رو بدست بیاریم.به شخصه سعی میکنم جواب این سوال رو با ذکر یه مثال تو حیطه ی تخصصی رشته ی خودم توضیح بدم تا فهم این تفاوت (سطح دوم و سوم یادگیری) برای خودم راحتتر باشه. وقتی تو رشته ی حقوق کیفری تعریف یک جرم خاص مثلا کلاهبرداری را میفهمیم و اجزا و عناصر مختلف این جرم رو یادمیگریم ، نوبت به این میرسه که در قالب کیس ها و مسئله های عملی بتونیم کلاهبرداری رو تشخیص بدیم: مثلا شخص xبا مراجعه به y خودش رو به دروغ مدیر مدرسه ی فرزند شخص y جامیزنه و ازش درخواست پول میکنه. Y هم فریب میخوره و مبلغ خواسته شده رو پرداخت میکنه. آیا ما میتونیم این مورد رو مصداق کلاهبرداری بدونیم یاخیر؟

همین موضوع میتونه دررابطه با علوم دیگه هم صادق باشه، وقتی یه فرمول ریاضی رو در سطح کاربردی یادگرفتیم که بتونیم مسئله های مربوط بهش رو حل کنیم، وقتی شطرنج رو بطور کاربردی یادگرفتیم که بتونیم شطرنج بازی کنیم و…