Menu
نویسنده مطلب : محمدی

مطلب مورد بحث:

تعارض شناختی (ناهماهنگی شناختی)


افراد زیادی هستند که به این کوری مبتلا هستن،،،،، مثلا کسی که توی کنکور شرکت کرده و بعد از کلی تلاش به هدفش نرسیده و رشته ی دیگه ای قبول شده که دوسش نداره،،،
که فکر میکنم تو سیستم آموزش ما این وضعیت زیاد رخ میده،،،، واین فرد سعی میکنه خودشو توجیه کنه و جلوی بقیه نقاب میزنه و وانمود میکنه که این رشته رو دوست داره و رشته خیلی خوبه و با این کار به همه دروغ میگه و تا حدی این دروغ تکرار میکنه و نقش بازی میکنه که خودشم باورش میشه که آره خواستش همین بوده و خواسته ی اصلیش فراموش میکنه،،،،
هدفهایی که از این طریق دارن شاید :
۱_نپذیرفتن اشتباه و حماقت خودشون که این افراد میخوان جلوی بقیه به زبان عامیانه کم نیارن و بگن کار ما همیشه درسته
۲_یا مثلا کسی که انتخابی کرده که از اون انتخاب راضی نیست از این طریق خودش رو دلداری میده که رنج کمتری بکشه و دنبال این میگرده که تو این انتخاب ویژگی پیدا کنه که براش این انتخاب و تصمیم قابل تحمل باشه
۳_در واقع احساس میکنم این افراد احساس واقعی خودشون رو توی ذهنشون درون یه صندوق میزارن و درش رو محکم میبندن و این صندوق به عمیق ترین و تاریک ترین جای مغز پرت میکنن
۴_این کار مثل یه نوع مکانیزم دفاعیه و فرد خودش رو با این کار آروم میکنه و نمیخواد بپذیرد که هیچ کاری از دستش بر نمیاد و باید تسلیم شه