Menu
نویسنده مطلب : شهاب عطااللهی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


متمم عزیز سلام

واقعا بینهایت بابت این درس بسیار سپاسگزارم

تونستم با قسمتی از کم اقبالی های خودم در بعضی شرایط و موقعیت ها بیشتر آشنا بشم

همینکه قسمتی از زنگار آینه ای که باید خودم رو در اون ببینم رو زدودی متشکرم

اما استعداد های من

اینطور که خودم ، خودم رو شناختم استعداد من در زمینه طراحی بصری خیلی خوبه هرچند که تا چند روز پیش اصلا نمیدونستم همچین چیزی استعداده . خیلی راحت نقشه ها رو میخونم و مسیرهامو پیدا میکنم. کشیدن کروکی برام راحته، از دوران کودکی تا به امروز نقاشی رو خیلی دوست داشتم و یه سبک خاصی برای خودم در نقاشی داشتم ( چند تا خط روی کاغذ میکشیدم . سعی میکردم خط ها رو جوری که لذت میبرم ازش بکشم. انگار یه چیزی در درونم بهم میگفت میخوام یک چنین خطی کشیده بشه ) بعد بهش چند دقیقه خیره نگاه میکردم . یهو اون تصویری که باید ازش بیاد بیرون برام مشخص میشد و اونو میکشیدم. ولی مدتها بود که ازش فاصله گرفته بودم . در لباس و مدل های مختلف فکر میکنم سلیقه خوبی داشته باشم . دیگران هم تا حالا همینو بهم گفتن

استدلال تحلیلی: من در رشته ای درس میخوندم که اوایل زیاد بهش علاقه نداشتم ( مدیریت ) و بعدها بهش علاقه مند شدم

در یکی از درس ها ی متمم که مربوط به معرفی کتاب پنجمین فرمان پیتر سنگه بود هم نوشتم که چند ترم کمک استاد در درس تحلیل سیستم بودم و این کتاب از منابع اصلی این درس بود. بعد از اون کتابی از  انتشارات سمت تحت عنوان تحلیل سیستم و بعد کتاب سیستم داینامو بود که من به راحتی این مطالب رو میخوندم  و مدل های بسیار زیادی رو طراحی کردم . در یادگیری زبانهای مدل سازی خیلی راحت عمل میکنم ، تخمین های زمانی رو معمولا به خوبی انجام میدم . عاشق داستانهای پوآرو و شرلوک هلمز بودم و هستم .

GRAPHORIA: از همون دوران دبستان میتونستم تند تند بخونم طوری که خودم هم تعجب میکردم. سرکلاس که معلم میگفت از روی درس روخونی کنیم  و نوبتی این کار انجام میشد نوبت به من که میرسید من بال در میاوردم جون اینکا رو دوست داشتم و هم  اینکه زودتر درس تموم میشد ، چون بعضیا خیلی کند بودن. بعضی وقتا هم  برای اینکه زودتر روخونی از روی درس تموم بشه معلم به من میگفت بقیه درس رو تو بخون. ولی تا قبل از این درس نمیدونستم استعداد بوده .

استقرا : تقریبا عمده ی مسائلی که باهاشون روبرو میشم رو با شبیه سازی بین الگوهای قبلی حل میکنم . بعضی اوقات بصورت ناخودآگاه شباهت های دویا چند موضوع برام روشن میشه

توانایی کار با اعداد: سری های عددی رو خیلی خوب میتونم تشخیص بدم

حافظه ی عددی زیاد جالبی ندارم

توانایی بازی با اعداد واقعا افتضاح بوده . همین تمرین متمم رو به زور تونستم حل کنم

تشخیص رنگها : به خوبی  سه  استعداد اول نیست ولی چندان هم بد نیست

تجسم فضایی: یعنی این استعداد آبروی منو برده .  اصلا خوب نیستم . حتی یک بار نتونستم وسایل رو تو صندوق عقب ماشین درست بچینم (ابر و باد ومه و  خورشید و فلک از خنده اشک تو چشماشون جمع میشه ولی من همچنان نشستم ) همیشه یکی میاد غر میزنه که این چه طرز چیدنه

ایده پردازی: فکر نمیکنم ایده پرداز خوبی باشم . خودم از اینکه این توانایی رو ندارم ناراحتم و خیلی وقته که دارم سعی میکنم ایده های بیشتری داشته باشم کمی بهتر شدم ولی این ناشی از استعداد نیست بلکه ناشی از بالاتر بردن میزان تلاشه

نگاه رو به جلو : مثل استعداد  ایده پردازیم اینم هم خوب نیست ولی  این یک مورد رو دارم خیلی روش کار میکنم .چند ماهی میشه . چون بدون این توانایی انجام بعضی کارها دچار اختلال میشه . ولی مستعد این زمینه نیستم

سیلوگرام : فکر نمیکنم در این مورد هم حرف زیادی برای گفتن داشته باشم . به ناچار زبان انگلیسی رو کار میکینم ولی استعدادش زیاد نیست

موسیقی و تشخیص صدا : با این آزمونی که من دادم ( از طریق لینکی که متمم معرفی کرده بود ) فقط حافظه ریتم رو خوب بودم (۷۶%) دو مورد دیگر رو چندان تعریفی نبودم.

تسلط بر اانگشتان : خیلی خوب نیستم ولی بد هم نیستم اگر بیشتر دقت کنم . این استعداد درو در حد متوسط میتونم بگم دارم.