Menu
نویسنده مطلب : مرضیه

مطلب مورد بحث:

رابطه شادمانی با شیوه‌ی نگاه به گذشته، حال و آینده


این گفته‌ها تماما براساس تجربه‌ی شخصیم هست:

من در گذشته مدام از بابت آینده نگران بودم و تشویش داشتم. از همین رو یه مدت دچار اضطراب شدم. اضطراب حال خیلی بدیه. یه احساس تشویشی و بی قراری داری و اضطراب باعث میشه این احساس مدام باهات باشه.

اما با کمک یک روانشناس از اضطرابم کم شد و خداروشکر الان به صفر رسیده.

بنظر من نگاه به آینده دو روش داره: روش اول پیش‌بینی کوتاه مدت، روش دوم پذیرش.

آینده تا حدی قابل پیش‌بینیه. چرا؟ چون ما الان شاغلیم و میدونیم این سابقه بعدا توی رزوممون میشینه و شغل بعدی هم احتمالا مشابه شغلی فعلی هست.

ما الان کتاب میخونیم، فرضاً روزانه ۱۵ صفحه. بر این اساس میدونیم که در آینده (به این شرط که عاشق کتاب باشیم و در آینده بخوایم کتابخون تر بشیم) این ۱۵ صفحه تبدیل میشه به ۳۰ صفحه.

دغدغه‌ی الان ما توسعه فردی هست. بر این اساس میدونیم که واسه این دغدغه برنامه ریزی میکنیم و تا سال آینده به تعدادی از اونها میرسیم.

اما روش دوم که پذیرشه و آینده‌ای که باید پذیرفته بشه. مثلا ما نمیتونیم قیمت دلار رو ثابت نگه داریم تا با خیال راحت واسه سرمایه‌گذاری اقدام کنیم.

نمیتونیم پیش‌بینی کنیم که تا ۵ سال آینده چه کسانی کنارمون هستن و چه کسانی کنارمون نیستن.
پس این بخش از آینده که مبهمه و نمیتونیم واسش کاری کنیم رو باید بپذیریم.
میتونیم برای روش اول (پیش‌بینی کوتاه مدت) تمام دستاوردهای فعلیمون رو جمع کنیم تا بتونیم زمینه‌های مختلف رو در آینده پیش‌بینی کنیم و واسه روش دوم (پذیرش) سعی کنیم اضطرابی به خودمون وارد نکنیم و همه چیو به زمان بسپاریم و خودمون رو واسه روزای بهتر یا شاید بدتر آماده کنیم.