Menu
نویسنده مطلب : حمید بری

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس مدل ذهنی


تشریح مدل ذهنی من(در باره زندگی):اگر بخواهم زندگی را به چیزی تشبیه  کنم به پل تشبیه می کنم کاربرد پل چیست؟ به نظرم مهم ترین نقش پل کمک به  انتقال از یک نقطه به نقطه دیگر است هیچ  آدم عاقلی را پیدا نمی کنیم که روی پل بخواهد خانه بسازد چون پل جایی است که دیر یا زود باید آنجا را ترک کنیم تا جا برا دیگرانی که می خواهند از آن استفاده کنند باز شود مدت زمانی که روی پل ها صرف می شود معمولا  خیلی کم است گاهی به اندازه یک چشم بر هم زدن!  کسانی که از پل ها عبور می کنند معمولا  هدفمند از روی آن عبور می کنند  و خیلی به ندرت پیش می آید کسی الکی و بدون قصد و مقصدی بخواهد از پلی بدون رسیدن به مقصدی عبور کند زندگی هم همین است قرار است ما را به جایی انتقال دهد که به آن تعلق داریم جایی که برای ماندن در آن خلق شده ایم قرار نیست در این پل زندگی تا ابد بمانیم دیر یا زود باید آن را ترک کنیم تا جا برای کسانی که می خواهند از آن استفاده کنند باز شود  کسانی که از روی پل زندگی عبور می کنند عموما هدفمند وارد آن می شوند  آن ها میدانند که در این پل مدت زمان زیادی نخواهند ماند شاید به همان اندازه یک چشم برهم زدن! اما همان طور که کسی وقتی  از پلی عبور می کند می تواند از منظره های اطراف لذت ببرد در پل زندگی هم می توان سرگرم شد و لذت برد اما نباید مقصد را فراموش کرد نباید فلسفه بودن در پل را از یاد برد همان طور که ممکن است هنگام عبور از پل اتفاقاتی برایمان بیافتد و نتوانیم به آن سوی پل برسیم در پل زندگی هم ممکن است حواث و وقایعی پیش بیاید که باعث شود به انتهای پل نرسیم و هدف و رسیدن به هدف محقق نشود شاید مدلی که من از زندگی دارم آمیخته شده  از آموزه های مذهبی باشد ولی هر چه هست مدلیست که معتقدم مدل مفیدی حداقل برای خودم است تمام تلاش و هدفم رسیدن به انتهای این پل است چرا که باور دارم پس از طی شدن مسافت این پل همه چیز و همه ی لذت ها واقعی خواهند بود. حدس زدن نقشه راه و نقشه عبور از این پل هم با توجه به توضیحاتی که دادم خیلی سخت نیست