Menu
نویسنده مطلب : سارا ساور

مطلب مورد بحث:

سوار بر ماشین لباسشویی تا مقصد!


زمانی که تازه دانشگاهم تموم شده بود خیلی تشنه سرکار رفتن و کسب درآمد بودم. طوری که تصمیم گیری سرد انجام دادم و هر پیشنهادی بهم شد قبول کردم. یک روز دیدم که دارم چهار تا کار مختلف رو به صورت پارت تایم انجام میدم. انرژی فیزیکی کافی برای انجامشون نداشتم. هر کدوم چالش های مختلفی داشتند و من انرژی و تمرکز کافی برای این که از پسشون بر بیام رو نداشتم. پرفورمنس هر کاری که می کردم در حد مطلوب و مورد توقعم نبود. بالاخره در اون حالت داغ تصمیم گرفتم که تمرکزم رو روی کاری بگذارم که اولویت بالاتری برام داره.