Menu
نویسنده مطلب : هیوا

مطلب مورد بحث:

مدیریت خشم | برخی از روش های ناکارآمد تخلیه خشم


یه جمله‌ای از نیچه هست که به خودم خیلی کمک کرده که ریشه خشم خودم و گاهی دیگران رو بهتر بشناسم و خیلی کم عصبانی بشم:

دشمنانتان را دوست بدارید چون آنها ضعیف ترین بخشهای وجودتان را به شما نشان می دهند.(البته اینو هفت هشت سال پیش خوندم و ممکنه ناخوداگاه عوضش کرده باشم)

اینجا میتونیم دشمن رو عصبانیت یا کسی یا چیزی باشه که مارو عصبانی کرده.

فکر میکنم وقتی عصبانی میشیم در حال تجربه یکی از نقاطه ضعف خود هستیم؛
مثلاً چیزی در دیگران می بینیم که قبلا (یا الان، به شکل پنهان) یکی از ضعفهای خودمون بوده. مثل کسی که با دیدن یه خانم مثلا بدحجاب! و جذاب عصبانی میشه!،
یا از موفق بودن دیگری عصبانی میشیم چون ناتوانی خودمون رو پررنگ میکنه. یا اتفاق بدی افتاده و آسیب پذیری و نداشتن امنیت مارو برجسته میکنه …

پ.ن: هلاکویی میگه خشم آبی است که بر روی آتش اضطراب می‌ریزند. راستی ایشون خشم رو به عنوان یه هیجان درونی و عصبانیت رو به عنوان رفتار بیرونی به کار میبره و تاکیدش همینه روی این که هیجانش تا حدی خودکاره و الزاما هم مشکلی درست نمیکنه امارفتارش رو میشه کنترل کرد.

پ.ن۲: هیجان خشم، در کسری از ثانیه (از یه منبعی عدد ۱۸صدم ثانیه در ذهنم هست) شعله ور میشه و شخص با انجام یه رفتار خاص لذت خاصی رو تجربه میکنه. نکته جالب اینه که بعد از اون شخص سعی میکنه که کلی دلیل و منطق برای این رفتار حکیمانه ش بتراشه :))، بعضی وقتها به دوستام میگم که عصبانیت، ارضا روانی خود هست. هم کار راحتیه هم لذتبخش.