Menu
نویسنده مطلب : سارا عظیمی خواه

مطلب مورد بحث:

نظم شخصی در پانزده دقیقه (قانون ۱۵ دقیقه)


۴۳ روز پیش من همینجا اعلام کردم که برای تقویت ماهیچه ی نظم شخصیم قراره دو فعالیت انجام بدم. دیدن سخنرانی تد هر روز قبل از استراحت ظهر همراه همسرم و هر شب  حداقل ۱۵ دقیقه مطالعه.

من به جز دو بازه ی ۴ روزه ی سفر و ۲ روز بیماری به برنامه ام مقید بودم و تونستم ۳۰ روز رو به این فعالیتها اختصاص بدم.

اما اعتراف میکنم از اواسط راه که اشتیاق کمتر شد و همسرم هم از همراهی با من انصراف داد دیدن سخنرانی تد برام سخت شده بود و حتی بیشتر وقتها دنبال ویدیوهای کوتاهتر بودم که صرفا رفع تکلیف کرده باشم و به حد کافی از این فعالیت بهره نبردم.

در مجموع از به پایان رسوندن این تمرین حس مثبتی گرفتم و نقش تیک زدن در برگه ای که بهش اختصاص داده بودم و تلاش برای قطع نشدن نوار پیروزی (!) رو خیلی پررنگ دیدم.

اما نکته ای که در درس های بعدی متمم یاد گرفتم و زمان آغاز تمرین از اون آگاهی نداشتم این بود که نباید ثبات در اقدام رو با پیگیری هدف اشتباه بگیریم و  انجام دادن هر کار ۱۵ یا حتی ۵ دقیقه ای به صورت روتین اگه در راستای هدف خاصی نباشه ارزشمند نیست و بیهوده است.

به همین دلیل قصد دارم تمرین رو به صورت هدفمند تمدید کنم و ضمنا این بار به خودم اجازه میدم در صورت لزوم  اقدام های موثرتر رو جایگزین کنم.

ضمنا نقش شرطی سازی و گره زدن این فعالیتها به فعالیتهای خوشایند رو هم  کاملا درک کردم و به همین دلیل هم بود که در سفر که هم از محیط خونه خارج شده بودم و هم اون دو فعالیت خوشایند رو به صورت روتین نداشتم نتونستم به برنامه عمل کنم.