Menu
نویسنده مطلب : مینا سلیمانی فر

مطلب مورد بحث:

درباره تناسب شاخه و ریشه


گاهی انقدر انرژی های خودمونو صرف پیشرفت و ارتباط با دنیای بیرون میکنیم که از درون خودمون غافل میشیم و با یک اتفاق در زندگیمون سردرگم میشیم و همه چی برامون بی معنی میشه درست مثل “درختی که شاخه‌های زیاد و ریشه‌های کم دارد و با نخستین باد شدید، واژگون می‌شود.” گاهی هم انقدر غرق در دنیای درونمون میشیم که از دنیای بیرون و آدما و ارتباطات و … غافل میمونیم. فکر میکنم آدمی که دنیای درونشو رشد میده باید یک نمود بیرونی برای اون رشد داشته باشه و در واقع پلی بین دنیای درون و بیرونش بزنه و آدمی که طالب گسترش شاخه هاست باید به ریشه ها و دنیای زیرین هم توجه داشته باشه که البته این حفظ تعادل در گفتن آسون و در عمل سخته