Menu
نویسنده مطلب : هومن کلبادی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


با سلام

تصمیمی که هومن گرفت :

تصمیم به احداث نمایندگی فروش و خدمات پس از فروش محصولات شرکت ایران خودرو در کمربندی ساری  در سال ۱۳۷۹ در سن ۲۴ سالگی

هومن جان ، فکر می کنم قبل از هر کار بهتره که علل و معیارهات رو برای گرفتنِ همچین تصمیمی ، برای خودت لیست کنی تا بتونیم بهتر و دقیق تر دربارۀ تصمیمی که میخوای بگیری ، با هم صحبت کنیم . حتی اگه نخواستی از منم کمک و راهنمایی بگیری ، فکر می کنم با این کار ، میتونی ابعادِ مختلف و تبعاتِ تصمیمی که داری میگیری رو ، بهتر و شفاف تر ببینی . ضمن اینکه فکر می کنم باید از متنِ تصمیم بیرون بیای و به عنوانِ یه شخصِ سوم به مسئله نگاه کنی تا از گرفتار شدن در دامِ تصمیم هایِ احساسی و هیجانی ، اجتناب کنی .

با نوشتنِ لیستِ اولویت هات ، میتونی بهتر به این نتیجه برسی که آیا با توجه به امکاناتِ موجودت و پتانسیل های موجود ، داری تصمیمِ خوبی می گیری یا ممکنه بتونی استفادۀ بهتری از امکاناتت بکنی و تصمیمِ بهتری بگیری . با توجه به اینکه ۱۱۰۰ متر زمین با برِ حدودِ ۳۱ متر توی کمربندی ساری داری ، باید ببینی که علاوه بر نمایندگیِ ایران خودرو ، چه کارهایِ دیگه ای میتونی توی اون زمین و با این حجم سرمایه که برای این کار در نظر گرفتی انجام بدی ؟ آیا به جایِ ایران خودرو ، به شرکت هایِ خودروسازِ داخلی یا خارجیِ دیگه فکر کردی ؟ آیا با نمایندگی هایِ دیگۀ ایران خودرو توی ساری یا شهرهایِ دیگه مشورت کردی ؟ آیا از شرایطِ اخذِ نمایندگیِ ایران خودرو آگاهی داری که چه مقدماتی لازم داره ؟ آیا کمیسیونِ فروشِ محصولاتِ ایران خودرو ، به حدی هس که جوابگویِ دوندگی هایِ لازم برای طی کردنِ مراحلِ فروش تا تحویل به مشتری باشه ؟ آیا از شرایطِ رسیدگی به اسنادِ گارانتی و وارانتیِ نمایندگی ها توسطِ شرکتِ مادر ، خبر داری ؟ آیا حمایتِ شرکتِ ایساکو برای تامینِ قطعاتِ یدکی به اندازه ای هست که مدام با مشتری ها درگیر نشی ؟ آیا با توجه به گستردگی و تنوعِ زیادِ محصولاتِ ایران خودرو و به تبع اون ، تنوعِ بسیار زیادِ لوازمِ یدکیِ موردِ نیاز ، به حجمِ سرمایه ای که برایِ تامینِ این لوازم و فضایِ لازم برای نگهداریِ این قطعات در انبار و خوابِ سرمایه ای که برای پشتیبانی نیاز داری خوب فکر کردی ؟ کاش همۀ اینها رو برای خودت فهرست وار بنویسی و جوتب هاشون رو آماده کنی که وقتی میخوای خودت تصمیم بگیری یا با هر کسی مشورت کنی ، بتونی بهترین تصمیم یا لااقل تصمیمِ بهتری بگیری .

بعد از این مرحله ، فکر می کنم باید با خودت فکر کنی ببینی آیا اساساً مسئله ای که برای خودت تعریف کردی ، درست هست یا میتونی تغییرش بدی ؟ اینکه اساساً هدفت اینه که بگی میخوام نمایندگیِ فروش و خدماتِ پس از فروشِ ایران خودرو تاسیس کنم ؟ آیا میخوای بگی که با این زمین و امکانات مالی ، فقط میشه نمایندگیِ ایران خودرو تاسیس کنم ؟ آیا میخوای بگی که به خاطرِ علاقۀ زیاد به حوزۀ خودرو ، فقط می خوام نمایندگیِ ایران خودرو تاسیس کنم و فرقی نمی کنه که سودآور باشه یا نه ؟ آیا فقط به خاطرِ وجهۀ این حرفه ، میخوای واردِ این حوزه بشی ؟

یه نکته رو مدِ نظر داشته باش هومن جان اونم اینه که آیا تحقیق و بررسیِ کامل و کافی و سیستمیک انجام دادی و همۀ جوانب رو در نظر گرفتی برای این تصمیمی که داری میگیری ؟ یا این تصمیم ناشی از راهنماییِ افرادی هست که به تازگی باهاشون روبرو شدی ؟ آیا افرادی که چنین فکری رو به ذهنت متبادر کردن و تو رو تشویق به گرفتنِ چنین تصمیمی کردن ، ذیصلاح بودن یا نه ؟ آیا سعی کردی که تمامِ مشاوره ها و پیشنهادهایی که توی این مدت گرفتی رو لیست کنی و به هر کدومش با توجه به فرد یا منبعی که راهنماییت کرده ، یه وزن و ارزشی رو دادی که بعد از یه جمع بندی و ارزیابیِ درست ، به این نتیجۀ امروز رسیدی یا نه ، صرفاً به خاطرِ اینکه افرادی که همین اواخر ازشون مشاوره گرفتی رو بیشتر قبول داشتی و به راهنماییِ اونها ، استناد کردی و داری این تصمیم رو می گیری ؟

هومن جان ، نمیدونم چقدر با مبحثِ سیستمِ دوگانۀ تصمیم گیری آشنایی داری ولی پیشنهاد می کنم اگه دوست داری ، یه کم وقت بذار و این مطلب و اساساً سریِ مباحثِ تصمیم گیری رو توی متمم که قبلاً باهات مفصل دربارش حرف زدم رو بخون ؛ با توجه به این سیستم ، تصمیم گیری دربارۀ احداثِ نمایندگیِ ایران خودرو ، قطعاً جزوِ سیستم دو میشه و نیاز داره تا یه بررسی دقیق و همه جانبه دربارۀ تمامِ جزئیات و ارزش ها و معیارها و ملاک هایِ این تصمیمگیری ، انجام بدی و بعد از اینکه همۀ جوانب رو تا حدِ ممکن بررسی کردی ، یه تصمیمِ جدی و درست و همه جانبه بگیری . یادت باشه ، خیلی از آدم هایی که سراغشون میری ، ممکنه اطلاعاتِ شفاف و قابلِ اعتمادی در اختیارت نذارن . پس سعی کن صبور باشی و به گرفتنِ اطلاعات و آمار از دو یا چهار نفر ، اکتفا نکنی .

یادت باشه که این موضوع رو مد نظر داشته باشی که هدفِ اصلیت چیه و حوزۀ مسئله ای که داری برای خودت طرح می کنی چیه ؟ آیا هدفت اینه که در حوزۀ فروش و خدمات پس از فروشِ خودرو فعالیت کنی و به طورِ خاص ، محصولاتِ ایران خودرو ؟ اگه چنین هدفی داری ، حواست باشه که تمامِ برنامه هات رو با دیدِ باز و در همین حوزه بچینی و سعی کنی که تصمیماتت هم در همین حوزه باشه و تصمیماتی رو نگیری که خارج از این حوزه و چارچوب باشه که بعدا خودت رو سرزنش کنی .

یادت باشه که یه لیست از پیشنهادها و تصمیماتی که میتونی با توجه به شرایط ، علایق ، امکانات و مقدوراتت بگیری رو داشته باشی که با این روش ، تصمیمِ بهتر و مناسب تری بگیری . اگر گزینه هات محدود باشه ، عملاً تصمیمی که میگیری ، ممکنه تصمیمِ شایسته و مناسبی نباشه . ضمن اینکه سعی کن از کمال طلبی ، اجتناب کنی چون ممکنه همین کمال طلبی ، تو رو دچارِ فوبیایِ تصمیم گیری بکنه و از طرفِ دیگه ، همین فوبیا ، باعث بشه که مدام ، اقدام به تعویق انداختن و اهمال کاری بکنی و نتونی در زمانِ مناسب ، تصمیمی مناسب بگیری .

یه پیشنهادِ دیگه هم اینه که با افرادی که هیچ تخصصی تو زمینۀ خودرو و خدماتِ خودرویی ندارن ، مشورت کن و نظراتِ اونها رو هم جویا بشو . ممکنه این کار باعثِ خلاقیت در تصمیم گیری بشه . یه وقت میبینی همون آدمها ، یه پیشنهاداتی برات دارن که به مراتب ممکنه موجه تر و شایسته تر باشه . مثلاً ممکنه بهت پیشنهاد کنن که یه رستورانِ خوب اونجا بزنی یا اینکه یه پمپ بنزین یا هر چیز دیگه . بازم پیشنهاد می کنم سراغ آدم هایی بری که لااقل به ظاهر ، خیرخواه و شریف هستن و حاضر نیستن بهت آسیب بزنن . یه وقت میبینی یه آدمی که به ظاهر بدرفتار و خشن هست ، مشورتی بهت میده که به مراتب ، نتایجِ بهتر و موجه تری داره نسبت به افرادی که خودشون رو دوستِ تو نشون میدن و شاید عمداً تو رو به سمتِ گرفتاری و مشکلات ، هدایت می کنن .