- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : شه ناز

مطلب مورد بحث:

عادتهای کوچک مدیران موفق


کارمند را به چشم عضوی از  خانواده می بیند.
طرفدار رشد و بالندگی کارمندان است و برای آن در حد توان سرمایه گذاری می کند.
محیط کار را تبدیل به محیطی صمیمی و سازنده می کند که کارمندان صبح با اشتیاق برای حضور در محل کار حاضر شوند.
از تشویق کردن ابایی ندارد.
خوش قول است و به تعهداتش عمل می کند.
خودش مسئولیت پذیر است و کارمندان مسئولیت پذیری هم پرورش می دهد نه اینکه از فرد مسئولیت پذیر بیشتر انتظار داشته باشد چون ویژگی شخصیتی اش مسئولیت پذیری است.
بین کارمند دلسوز که نسبت به فراز و نشیب های کاری به طور خودکار و واقعی و بی چشمداشت  دغدغه دارد و تلاش می کند با یک کارمند معمولی، تفاوت قائل می شود و همه را به یک چشم نمی بیند و افراد ساعی را دلسرد نمی کند.
خودش نظم را رعایت می کند و کارمندان را به آن ملزم می کند اما درجای خودش انعطاف پذیر هم هست.
در دنیای امروز مانند یک مدیر قلعه ای عمل نمی کند.
بر اساس شنیده ها و یک طرفه  نسبت به کارمندش سوگیری پیدا نمی کند.
درست است که در سیستم مدیران قلعه ای گاهی افرادی چشم و گوشِ مدیر هستند اما بهتر است که  عقل و هوشِ مدیر نباشند. اعتماد می کند اما نه در حد وحی مُنزَل.
 اصول اخلاقی برایش از اهمیت  برخوردار است.
اهل مشورت است و از ایده های خوب استقبال می کند.
و به نظر من خیلی خوبه مدیران تا حدودی روانشناسی بدونند و همواره دانش روانشناسی خود را بالا ببرند،  تا هم شخصیت کارمنداشون رو بهتر بشناسند و هم یک خانواده کاری رو بهتر هدایت کنند.