Menu
نویسنده مطلب : فائقه خطیبی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


مسئله:
چند سال قبل تصمیم گرفتم در رشته جواهرسازی فعالیت کنم. ربط مستقیمی به رشته تحصیلی من نداشت.(وجه اشتراکش با رشته ی تحصیلی من هنرهای کاربردی بود و اینکه از فضای طراحی و رنگ دور نمی شدم)
تصمیم گرفتم قبل از ثبت نام در کلاس های رسمی سازمان فنی و حرفه ای مدتی در کارگاهی که یکی از دوستان دور معرفی کرده بود کارآموزی کنم.اوایل از فعالیتم اونجا لذت می بردم ولی بعد ازگذشت دو ماه احساس کردم فرصت زیادی برای یادگیری ندارم و کم کم انگیزم برای رفتن به کارگاه از دست دادم.(مسیر طولانی کارگاه،سر و کله زدن با قشری که خیلی با طبقه اجتماعی من تناسب نداشت،مشکلات شخصی با صاحب کارگاه) در نهایت با کنار گذاشتن تعارفات تصمیم گرفتم یک آموزشگاه رسمی برای ادامه دادن رشته ام پیدا کنم.
بعد از جستجو در اینترنت اولین آموزشگاه معروف در این رشته که کمترین مسافت با خونه رو داشت انتخاب کردم.
در نهایت بعد از صرف هزینه زیاد(حدود ۵ میلیون  شامل شهریه دوره ۴ ماهه و خرید ابزار و وسایل اولیه جواهرسازی) و گذاشتن وقت حدود ۸ ماه و انرژی روانی زیاد کم کم به این نتیجه رسیدم که بهتره برگردم به رشته اصلی خودم و در همون زمینه فعالیت کنم.با اینکه مهارت کافی داشتم ولی حتی در آزمون فنی و حرفه ای شرکت نکردم و قید مدرکش رو زدم.
بعد از مدتی کارگاه دیگری پیدا کردم(الان که دارم می نویسم به عنوان تمرین متمم احساس میکنم یک سال کلا در حال اسبا ب کشی بودم!)واقعا فضای خوبی داشت هم استادی که با معیارهای من سازگار بود هم شرایط کرایه میز و امکانات کارگاه که برای من فضایی بهتر از قبل برای کار فراهم میکرد.همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه به خاطر شرایط کار خانوادگی،مشکل پزشکی که کوتاه مدت بود ودمدتی من رو از هرگونه کار با دست منع میکرد تصمیم گرفتم علاقه و هزینه هارو فراموش کنم و به کسب و کار خانوادگی ملحق شم.

پیشنهاد من برای فائقه دو سال پیش:

حدود دو سال میگذره ولی امروز که به این مقطع از زندگیم نگاه میکنم فکر میکنم خیلی چیزها در تصمیم من برای ترک کرن اون رشته نقش داشت.چیزی که امروز به نظرم میرسه ترس از تصمیم گیری بود.من شاید حاضر نبودم تمام انرژیمو هزینه کنم و تو اون رشته به نتیجه مطلوب برسم و بهانه های مختلفی (نداشتن مهارت کافی،نبودن زمان مناسب،نگرفتن تایید اطرافیان و …) داشتم.
در امتحان کردن فضاهای مختلف و اینکه خیلی تاثیر منفی داشت بیشتر بر اساس سیستم یک تصمیم گیری انتخاب میکردم و خیلی با منطق و تحلیل شرایط خودم تصمیم نگرفتم.
با تفکر واگرا(به جای همگرا)می تونستم گزینه های مختلف برای شرایط آموزش و کار بهتر رو بررسی کنم و شاید تنها گزینه ای که به فکرم می رسید رها کردن رشته نبود.
با توجه به هنر حل مسئله از روز اولی که تصمیم گرفتم سراغ این رشته برم بهتر بود مشخص می کردم انگیزه و هدف اصلیم چیه.پیدا کردن سوال درست:
-می خواهی فقط مدتی مهارت جدیدی یاد بگیری و چقدر زمان و پول باید هزینه کنی؟
-به عنوان یک رشته و کار بلند مدت تمام ظرفیت ها ی شخصی و منابع مالی رو برای این رشته در نظر گرفتی؟
-بعد از بدست آوردن مهارت مناسب قصد داری کار کنی یا در آموزشکاه این رشته به عنوان مربی فعالیت کنی؟

در نهایت وقتی تصمیم گرفتم بدون گرفتن نتیجه دلخواهم فعالیت در این رشته رو ادامه ندم بهتر بود بیشتر به معیار ها و ارزش های شخصی خودم توجه می کردم.و به بهانه مسئولیت خانوادگی از ناتوانی خودم در قبول کردن و پذیرفتن مسئولیت ادامه دادن و سرمایه گذاری در اون رشته،فرار نمی کردم.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟