Menu
نویسنده مطلب : پیمان تسنیمی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


صورت مسئله:
من در سال ۸۱ در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد قبول شده بودم و لی چون فکر می کردم، خوب درس نخواندم و اگر دوباره تلاش کنم، می توان در دانشگاه سراسری قبول بشوم، دوباره شروع کردم به درس خواندن و نهایتا در سال ۸۲ در رشته اقتصاد دانشگاه تهران قبول شدم. آن روزها می بایست بین این دو گزینه یکی را انتخاب می کردم. و ادامه تحصیل در رشته مهندسی مکانیک را انتخاب کردم
توصیه های امروز من به پیمان آن روز بر اساس آموخته هایم از متمم
پیمان عزیز
ابتدا سعی کن صورت مسئله خود را واضح و حداقل در ۱۰۰ کلمه برای خودت توضیح بدهی. شاید فقط انتخاب رشته، صورت مسئله تو نباشد و حواست جمع باشد که انتخاب رشته را با انتخاب شغل به یک منظور در نظر نگیری، شاید بهتر باشد به این نکته هم توجه کنی که تو داری دو نوع تفکر را انتخاب می کنی، تفکری که از مهندسی حاصل می شود و تفکری که از خواندن علوم انسانی بدست می آوری. برای این بخش وقت بگذار حتما.
بعد از اینکه صورت مسئله برایت مشخص شد، هر یک از گزینه ها را نیز برای خودت شرح بده (باز توصیه می کنم حداقل ۱۰۰ کلمه باشد)
سپس حداقل ۵ تا از  معیارهایی که برایت مهم هستند  به ترتیب اولویت برای خودت مرتب کن و دوباره به توضیحی که برای هر گزینه نوشته بودی، مراجعه کن و تلاش کن بر اساس باورها و ارزش هایی که واقعا قبول داری انتخاب کنی.
در انتخابت از اینکه پس از فارغ التحصیلی فامیل و دوستان به تو بگویند این همه درس خواندی آخر چی شدی فکر نکن چون اگر با توجه به خواسته آن ها تصمیم بگیری شادی تو به اندازه ناراحتی نیست  که از شنیدن جمله فامیل به تو دست می دهد، پس از دست دادن موقعیت اجتماعی نباید اجازه بدهد در انتخاب رشته دچار اشتباه بشی و بر اساس تحلیل خود تصمیم نگیری.
در ذهن داشته باش ،گزینه های پیش پای تو فقط این دو گزینه نمی باشد، می توانی به عدم ادامه تحصیل، و یا ادامه تحصیل در دانشگاه های مجازی، ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور و …. هم فکر کنی.
در آخر، اگر تصمیم گرفتی که رشته اقتصاد را برای ادامه تحصیل انتخاب کنی، مواظب باش اگر در راه ثبت نام کسی دوستش را مهندس صدا کرد، دلت هوای مهندسی نکند.