سیمین ابراهیمی - ده مرد و یک شلوار usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : سیمین ابراهیمی

مطلب مورد بحث:

ده مرد و یک شلوار


سلام دوستان عزیزم

در مورد اون کلاغه به نظرم می رسه گاهی ما آدما واقعا انگار آزار داریم. قفسی که توی طوفان مسائل شکسته و ویران شده رو دومرتبه از نو می سازیمش و دلمونم خوشه به اون قفسی که ساخته ایم! اصلا اگه محصور نباشیم انگار چیزی کم داریم. گاهی برای خودم متاسف می شم که می بینم اون کلاغه خود منم.

اون آقایی که  وسط توی قایق نشسته منو یاد کسانی می ا ندازه  که در عین بحران های مختلفی که توی اجتماع داریم همچنان فکر می کنند که خودشون تافتۀ جدا بافته ای هستند و همه رو در خدمت می گیرند تا اون کاری رو که دلشون می خواهد انجام بدهند. هرچند همه شواهد حاکی از آنست که دارند راه رو به خطا  می روند، ولی اونا کار خودشونو انجام می دهند.