Menu
نویسنده مطلب : سارا عشقی

مطلب مورد بحث:

بهترین تفریح را به کار تبدیل کنیم یا کار را به بهترین تفریح؟


من چندین ساله که درگیر این موضوع بودم ، تا وقتی که بحث استعدادیابی در دروس متمم دوباره منو به صرافت بررسی استعداد واقعی خود و کشف آنها کرد . این اتفاق همزمان با برنامه ریزی من در تغییر شغل فعلیم بود . پس با این انگیزه که کارم را با اعتماد بیشتری پی بگیرم شروع کردم به مطالعه و خواندن دروس مرتبط در متمم ،کتابهای شخصیت شناسی ، تصمیم گیری و عناوین مرتبط با این قضیه؛ که البته هنوز بطور غیر مستمر ادامه داره.
به نتایجی رسیدم، اما مشکل اینجاست که استفاده صرف از استعداد و کارهای مورد علاقه تقریبا خیلی سخته . بخصوص در ایران که تنوع شغل نسبت به خیلی از کشورهای دیگه دنیا کمتر است؛ پیدا کردن شغل مورد نظر سخت تر میشه و گاهی امکان پذیر نیست.
بعد شغل فقط شامل انجام کار با علاقه و گرفتن یک دستمزد ساده نیست. در دنیای امروز هر شغل متعارفی شامل سختی ها، معایب و مزایای مختلف دیگری هم هست. برای من چند مورد جابجایی بود که به دلایلی تصمیم گرفتم شغل فعلی رو داشته باشم و البته هنوز هم یکی دو مورد شرایط تغییر شغل هست که دارم روش کار میکنم .
دلایل مختلفی باعث میشه که من شغل دیگه ای رو انتخاب کنم یا خیر.
راهی که من تا الان برای خودم در نظر گرفتم به این صورت است که تمام مسائلی رو که در شغل فعلی منو آزار میده و باعث عدم علاقه گی من میشه و همینطور تمام نکات مثبت و خوشایند و البته منافع من و خانواده ام رو تامین می کنه را هم در نظر می گیرم . بعد می بینم کفه کدام بیشتر است. در ضمن در کجا عزت نفس من کمتر آزرده میشود. تاکنون این موارد و دلایل کوچک دیگر باعث ماندن من در شغل فعلی شده است.
نکته ای که گاهی اوقات ادم در این خصوص به اشتباه میگیره ، اینه که دقت نمی کنه واقعا چه چیزی ما رو در اون کار بی علاقه کرده. گاهی اوقات خود نوع و جنس کار مورد علاقه ما هست ولی شرایط دیگه محل کار از قبیل دوری آن از بعد مسافت، همکار ناخوشایند، رئیس ناخوشایند ، امکانات موجود در اون فضا و یا نبود امکانات رفاهی مد نظر ما و حتی گاهی مقایسه شرایط  و نوع کار مان با دیگر سازمانها یا مشاغل دیگر باعث آزار و ناخوشایندی ما از اون کار میشند.
ولی باید این را بدانیم که گاهی رفتن به جای دیگر و شغل دیگر ممکن است، برخی مشکلات و مسائل ما رو حل کند اما مشکلات دیگری را برایمان ایجاد خواهد کرد؛ که هیچ ارتباطی هم به جنس کار ما نخواهد داشت . به نظر من هر شغلی شرح وظایف مختلفی داره که قطعا قسمتی از آن به تنهایی قابل انجام است و نیازی به ارتباط با دیگران نیست ولی قسمت مهم هر شغلی در این زمان ناگزیر از ارتباط با دیگران بعنوان همکار ، مسئول بالاتر یا مسئول سازمان دیگر در همان رده و یا ارباب رجوع یا مشتری یا … می باشد.
گاهی هم مشکل از مدل ذهنی خودمان است که باعث میشود محیطی باب میلمان نباشد و یا به عبارتی دوستش نداشته باشیم، که در متمم یاد گرفتیم که قابل اصلاح و تغییر است.
 
پس من دارم یاد می گیرم و نتیجه گرفتم که تا زمانی که شناخت درست و نسبتا جامعی از شغل پیشنهادی یا شغل مورد علاقه خودم  و شناخت روحیات و مدل ذهنیم در این خصوص را نداشته باشم، شغل فعلی ام را ترک نکنم . به عبارتی شق دوم مورد قبول است.