Menu
نویسنده مطلب : امیر شاهرخی

مطلب مورد بحث:

تعریف مهارت چیست؟


سوال اول:
در مورد این سوال، هر مهارتی به ذهنم رسید، در مجموعه مهارت‌های ذکر شده در متمم یا زیرمجموعه آن‌ها قرار می‌گرفت و ذکر مجدد آن بی‌مورد است.
سوال دوم:
برخی از مهارت‌هایی که فکر می‌کنم در من وجود دارد:
۱. اعتمادسازی
در ابتدای کار چندان متوجه این مسئله نبودم و حتی اگر متوجه می‌شدم، چندان آن را به چشم مهارت نمی‌دیدم. ولی به مرور، متوجه شدم که سبک کاری من بطور طبیعی در مدیریت ارشدم ایجاد اعتماد می‌کند و البته در ادامه متوجه شدم که این مسئله چقدر هم در پیشرفت کاری من و هم در کمک به مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنم تاثیرگذار است.
اخیرا در جایگاه یک مدیر باید این مهارت را در ارتباط با اعضای تیمم افزایش دهم، چیزی که نمی‌توانم بگویم در گذشته در آن قوی بوده‌ام.
۲. حل مسئله (بیشتر در کار برنامه‌نویسی:))
این مهارت سبب شده بتوانم از علایم یک مشکل شروع کنم، و آن را تا یافتن ریشه‌ها دنبال کنم.
سوال سوم:
در طی این سال‌ها از افراد مختلفی در زمینه‌های مختلف الگو گرفته و می‌گیرم و ترجیح می‌دهم به جای اشاره به مهارت‌های یک نفر، ترکیبی از بهترین مهارت‌ها را بسازم:
۱. مهارت پشتکار و سرسختی
در طی این سال‌ها یکی از باارزش‌ترین مهارت‌هایی که دیده‌ام، سرسخت بودن در پیگیری اهداف، ناامید نشدن و ثابت‌قدم بودن است. توانایی که به ظاهر غیرممکن‌ها را ممکن می‌کند. (نلسون ماندلا، مهاتما گاندی، … و یکی از همکاران سابق!)
۲. بلندپروازی و بزرگ فکر کردن
یکی از مواردی که مرا به سمت دو محیط کاری آخرم سوق داد و بسیار برایم الهام بخش بوده و من آن را به چشم مهارتی فوق‌العاده می‌بینم، داشتن فکر بزرگ و به کم قانع نشدن است (برخی از مدیران ارشدم). البته مهارتی است که باید مراقب بود تبدیل به جاه‌طلبی نشود.
۳. تفکر منطقی
نگاه منطقی به مسایل و قرار نگرفتن در دام انواع خطاهای شناختی و احساسی یکی دیگر از مهارت‌های با ارزش است و البته بسیاری از اوقات در افرادی یافت می‌شود که اگر شخصیت‌های منفی نباشند، لااقل در فرهنگ ما محبوبیتی ندارند. (احمد قوام‌السطنه منهای ویژگی‌های خاکستری و منفی‌اش)
۴. بهره‌وری از تفاوت‌ها
مهارتی که به قول استیون کاوی نوسینده کتاب هفت عادت مردمان موثر، نه تحمل تفاوت‌ها، نه احترام به تفاوت‌ها بلکه جشن گرفتن تفاوت‌هاست. (پر رنگ ترین شخصیت در این زمینه برای من نلسون ماندلا است که نه تنها توانست با قدرت و نه از سر ضعف با دشمن خود مذاکره کند، بلکه پس از به قدرت رسیدن، توانست با حریف خود تعامل و همکاری کند)
۵. خودآموزی
یکی دیگر از مهارت‌های ضروری که برای من بسیار الهام‌بخش بوده، توانایی خودآموزی است (یکی دیگر از همکاران ارشد سابق که به نسبت سن بیشتر از همه ما، تمایل و توانایی عجیبی در یادگیری و آموزش خودشان داشتند)