Menu
نویسنده مطلب : م عزیزی

مطلب مورد بحث:

چگونه برنامه ریزی کنیم که آن را دوست داشته باشیم؟


با سلام

چیزهایی در مورد برنامه ریزی هست که دوست داشتم خدمت دوستان عزیزم بگم

اذر یا دیماه سال ۹۲ بود فارغ التحصیل شده بودم و  نزدیک دو ماه مونده بود که به خدمت سربازی اعزام بشم و ناگهان با فشار روحی زیادی روبرو شدم.

ناگهان احساس کردم که تمام زندگیم به هدر رفته و بعد از این دیگه چی.

احساس نا امیدی بسیاری می کردم.

چیزی در ذهنم بهم می گفت که باید یه کاری بکنم چون با یک مرحله جدید و کاملا متفاوت در زندگیم روبرو بودم.

تصمیم گرفتن برای مدت دو سال خدمت سربازیم

شروع کردم به خوندن چند کتاب در مورد برنامه ریزی و مدیریت زمان.

برای منی که در مدت ۲۲ سال قبل زندگیم شاید کمتر از ۵۰ کتاب غیر درسی خونده بودم خوندن حدود ۱۱ تا ۱۲ جلد کتاب در مدت حدود دو ماه واقعا زیاد و البته بسیار مفید بود و تاثیر بسیار زیادی روی من گذاشت.

اون موقع بود که متوجه شدم یکی از چیزهایی که واقعا میتونه من رو مجبور به بعضی کارهایی که دوست داشتم انجام بدم ولی اهمال کاری می کردم این هستش که تحت فشار روانی قرار بگیرم البته منظورم فشار روانی منفی مستهلک کننده نیست

دو تا از کتابهایی که در مورد مدیریت زمان خوندم یکی کتاب مدیریت زمان جولی مورگن استرن بود و دیگری کتاب برایان تریسی و یک کتاب در مورد مدیریت و برنامه ریزی کتاب ۷ عادت مردمان موثر .

شاید کتاب برایان تریسی کتاب بسیار ساده ای بود از نظر نگارش و مطالب پیش پا افتاده ای که در اون ذکر شده بوددر مقابل دو کتاب دیگه ای که بهشون اشاره کردم

ولی نکته ای در اون اون کتاب حدود ۴۰۰ صفحه ای بود که تاثیر عجیبی روی من گذاشت و هنوز تا الان تاثیرش روی من باقی هستش:
تریسی در کتابش مثالی اورده بود و گفته بود بطور مثال:

اگه شما روزی ۲۰ صفحه کتاب بخونید و هرروز سال این کار رو انجام بدید در هفته ۱۴۰ صفحه و در ماه ۶۰۰ صفحه و در سال ۷۲۰۰ صفحه می تونید کتاب بخونید.

فکر میکنم گاهی باید برای شنیدن یا گفتن یه حرف به نظر ساده ولی در عمل بسیار مفید باید مقدمه چینی زیادی کرد تا تاثیر خودش رو بگذاره . مثل کاری که برایان تریسی توی اون کتاب کرده و با اینکه خوندن کتابش بدلیل سادگی زیاد(منظورم بیان بدیهیات هستش) برام کمی سخت بود اما وقتی به این نکته اش رسیدم خاطره شیرینی برام ایجاد کرد.

انگار که ما ایرانی ها دوست داریم سریع نسخه رو بگیریم،‌کم حوصله هستیم و یک روندی رو طی نکنیم

واقعا تا حالا به تاثیر برنامه ریزی بلند مدت با زمان کم اینطور فکر نکرده بودم.

هیجانی عمل کردن یکی از آفتهای برنامه ریز هستش و ما رو از نتیجه گرفتن باز میداره که برای من بارها اتفاق افتاده.

ببخشید که خیلی طولانی شد دوست داشتم جزئیات بیشتری بگم .