Menu
نویسنده مطلب : مریم محمودی

مطلب مورد بحث:

تجربه های ما در مورد خوابیدن و نکاتی که در خوابیدن رعایت میکنیم


من برنامه خواب نامنظمی دارم . یعنی همیشه در یک پارادوکس هستم . چون خودم شب بیداری رو خیلی دوست دارم و شبها خیلی راحت تر از صبح زود میتونم تمرکز کنم اما از اونجایی که کارهای اداری، کلاس درس، زمان روشنایی روز همگی ادمو مجبور به زود بیدار شدن از خواب میکنه همیشه بین این دو تا در نوسان هستم . وقتی صبح دیر پا میشم حس میکنم بخشی از روز و زمان انجام کارها و خصوصا ارتباط با دیگران رو از دست دادم، مثلا فرصت پیاده روی بعد از ۸ ساعت کار ، رفتن به پارک و برنامه های تفریحی که برای من تو روز فراهمتره و اینکه سایر ادمها هم غالبا در زور بیشتر کار میکننو شب انتظار دارند که مخصوص خانواده و استراحت و مهمانی باشه ، اما بدنم اصلا با این موضوع راحت نیست و همیشه بخشی از انرژی و حس خوب روزانه ام رو صرف قول دادن به خودم برای زود بیدار شدن میکنم و اگر بیدار نشم همش حرص میخورم.

بطور عملیاتی چند کارو برای غلبه بر این مشکل انجام میدهم :

۱٫ تلاش میکنم صبح دیرتر از ۸ بیدار نشم .

۲٫ برامه پیاده روی روزانه برای خودم دارم تا خستگی فیزیک باعث بشه شب زودتر و راحت تر بخوابم .

۳٫ تلاش میکنم شب ها تلویزیون نبینم و تا زمانیکه هوا روشن هست هم سرکارمیمونم تا بیشترین استفاده رو از روز بکنم .

۴٫ شب ها وقتی میخوام زود خودمو بخوابونم ، کتاب میخونم . چون موقع کتاب خوندن زمان کندتر از تلویزیون دیدن میگذره وبنابر این تا  دیروقت و بدون اینکه متوجه گذر زمان بشم بیدار نمیمونم.