Menu
نویسنده مطلب : مینا رهنما

مطلب مورد بحث:

دن اریلی و ماجرای خوردن در بوفه رستوران‌ها


سلام.

اتفاقا وقتی که این موضوع به عنوان بحث روزمره مطرح شد، خیلی به نظرم جالب اومد. باورم نمیشد فردی به چنین سوالی به صورت جدی و به این زیبایی پاسخ دهد.

من هم مثل بعضی از دوستان ریشه چنین رفتارهایی را منفعت طلبی و نداشتن نگاه بلند مدت می دانم.

اما مدل ذهنی کمبود منابع هم که آقای عزیزی به عنوان ریشه این مساله عنوان کردند به نظرم خیلی توضیح خوبی بود.

ولی اینکه چرا چنین مدل های ذهنی ای شکل گرفته ( و به عقیده من در بعضی مناطق دنیا و در میان بعضی قشرها هم بیشتر مشاهده می شود) فکر می کنم ریشه در گذشته انسانها دارد. ریشه در زمانهای قحطی و گرسنگی و جنگ و شرایط سخت. فکر می کنم در این دوران که در بیشتر مناطق دنیا، نسل های جدید غالبا در فراوانی زندگی کرده اند، چنین رفتارهایی کم تر می شود.

به نظرم رفتار بیرحمانه انسانها با طبیعت و محیط زیست اوج رشد چنینن نگاهی را در انسان ها نشان میدهد. فردی که با طبیعت و محیط زیست که کاملا رایگان در اختیار او قرار گرفته، چپاولگرانه رفتار می کند وای به روزی که به مکانهایی برود که قرار باشد ورودی هم پرداخت کند…

پی نوشت شاید بی ربط: راستش از وقتی که متن رو داشتم خوندم همش صدای مادرها (با احترام فراوان به همه مادرها) که موقع جمع کردن سفره میگن چرا اینا رو نخوردین؟ حیفه (با اکو) نمیخورینش؟ یعنی بریزمش دور؟ خب بخوریدش…حیفه (بازم با اکو)  توی ذهنم می پیچه.