Menu
نویسنده مطلب : میترا

مطلب مورد بحث:

روانشناسی پول و وسواس پولی


۱- فرض کنید کسی وسواس پولی خیلی کمی دارد و تبعات منفی آن را در زندگی تجربه می‌کند و خودش هم از این اوضاع ناراضی است و پیش شما از روند زندگیش گلایه می‌کند، چه کارهای کوچکی را می‌توانید به او توصیه کنید که از فردا صبح انجام دهد، تا به تدریج، به سطح متعادل نزدیک‌تر شود؟
 *پول نقد کمی بهمراه داشته باشه و از یک کارت اعتباری برای موارد اضطراری استفاده کنه
*پس از دریافت حقوق مبلغی از آن را پس انداز کند و قسمتی را برای خرج ماهیانه (هزینه رفت و امد و قبض موبایل و خرید کتاب و لباس و …) کنار بگذاره البته در همون کارت اعتباری !
*خودش را یک موسسه خیریه فرض نکنه و به هر کسی که پول می خواهد قرض بگیره جواب مثبت نده و یا همه مبلغ مورد نیاز را ندهد. خیلی ها را دیدم که امکان وام گرفتن دارن یا پولی پس اندازکردند و یا طلایی دارند ولی خیلی راحت از دیگران قرض می کنند تا به دارایی های خودشون دست نزنند.
۲- فرض کنید خود شما، وسواس پولی زیادی دارید و مانند مورد اول، تبعات منفی آن را در زندگی تجربه کرده‌اید، از فردا صبح چه کارهای کوچکی می‌توانید انجام دهید که بخشی از مغز شما از اشغال این حمله‌های ذهنی، آزاد شود؟
*یک بخشی از پولش را به انجمن های خیریه اختصاص بده مثلا حداقل ۱۰ هزار تومان د رماه
*فکر کند که همین الان عزراییل اومده و می خواهد همراهیش کنه به آسمان، پول چقدر برایش اهمیت داره؟
*در هر خرید و کمکی احساس خوشحالی و رضایت خودش و طرف مقابل را تقویت کند.

۳- در دوران مدرسه، چه فعالیت‌هایی می‌تواند به شکل‌گیری متعادل نگرش کودکان به مسئله پول، کمک کند؟
یادم میاد در دوران مدرسه(ابتدایی) دو سه نفری بودند که هفته ای یک یا دو بار برای خرید هله هوله سراغم می آمدند و پول قرض می کردند. وضعیت اقتصادی خانواده شون خوب نبود و یا خانواده خیلی سخت گیری داشتند که پول به بچه نمی دادند. با توجه به آگاهی که من داشتم همیشه به آنها پول قرض می دادم و اکثرا هم بر می گرداندند. ولی بعد از یک مدتی دیدم آنها فقط سراغ من میان و با بقیه خیلی کاری ندارند. ما هم شرایط خانوادگی متوسطی داشتیم و بعضی روزها خودم هم خریدی نمی کردم ولی آنها جلوی خودشون را نمی تونستند بگیرند. این بود که بعد از یک مدتی شروع کردم به پاسخ منفی دادن . هم برای خودم خوب بود و هم احتمالا برای آنها. چون بعد از یک مدتی دیگه سراغ من نیامدند.
اگر بوفه های مدرسه را با کمک دانش آموزان بچرخونند فکر کنم تاثیر مثبتی داشته باشه یا بعضی از خریدهای مدرسه مثلا کاغذ رنگی و رنگ و … وسایلی که مربوط به کارهای پرورشی و تربیتی می شود را به عهده آنها بگذارند