Menu
نویسنده مطلب : امیر حسین تقوی

مطلب مورد بحث:

نظریه پنجره شکسته و نقش محیط در رفتارهای نامطلوب اجتماعی


در فارسی دهها ضرب المثل هست  که ناشی از فرهنگ و دیدگاههای غلط تاریخی ما قابل تفسیر غلط هست! یکی از اونها اینکه آب که از سر گذشت چه یه وجب چه صد وجب! با این توجیه ممکنه شما عملا خود و جامعه رو به باد بدین! تهش هم میرسه به اینکه اینجا ایرانه عزیز من! مثالهای متعددی میشه زد و امروزه هم در سطح جامعه وقتی من نوعی به ناهنجاری خاصی (پنجره شکسته) مثلا اینکه چرا این وانتی های دوره گرد رو شهرداری و پلیس جمع نمیکنن! یا اینکه چرا این مینی بوسهای داغون و قدیمی و یا ماشینهای خارج از رده رو که باعث تصادف و آلودگی هوا هستن کسی جمع نمیکنه! یا هزار تا چیز دیگه ! جواب اینه که مردم دارن نون میخورن از این راه! همین توجیه در سطح ملی برای درست نکردن فاجعه صنعت خودرو سازی در کشور این میشه که چند ده هزار نفر دارن نون میخورن از این راه ! معنی سمت دیگر این توجیهات اینه که ، ما ترجیح میدیم سالی ۳۰ هزار نفر از مردم تو جاده ها به خاطر خودرو بد و غیر استاندارد بمیرن تا اینکه همین مردم بیکار بشن و بیان تو خیابون کار بخوان! ما ترجیح میدیم مردم از سرطان و آلودگی هوا بمیرن تا اینکه بیکار بشن! چون مقصر بیکاری اونها ما خواهیم بود اما مرگ و زندگی دست خداست! هزاران ناهنجاری کوچک در سطح جامعه هست که عملا منجر به این سقوط آزاد فرهنگی برای ما شده است اما اینجا ایران است! مردم دارن نون میخورن و کسی به فکر تعمیر بزرگترین آسیبها هم نیست چه رسد به پنجره ای بی مقدار!