Menu
نویسنده مطلب : مهدی علی بخشی

مطلب مورد بحث:

کریس آرگریس و مهارت انجام کارهای مهم بی‌خاصیت


برای تغییر لوگوی یک آژانس تبلیغاتی، از طرف مدیرعامل دستوری به مدیر امور مشتریان اعلام می شود. این دستور هم به یکی از اکانت منیجرها منتقل می شود. اکانت منیجر قبل از هر کاری برای تدوین بریف طراحی و ارائه آن به استودیوی طراحی جلسه ای با سه مدیر تصمیم گیرنده در این موضوع (مدیرعامل، مدیر بخش خلاقیت و مدیر امورمشتریان) برقرار می کند. در این جلسه جزییات زیاد و غیرضروری بیان می شود و در نهایت مدیرعامل پیشنهاد دخالت دو مدیر فرعی در پروژه (مدیر اداری و مدیر رسانه) را برای تامین همه نظرات می دهد. جلسه بعد با ۵ مدیر مذکور برگزار می شود و جزئیات مربوط به آن چه باید در لوگوی جدید باشد مشخص می شود. این بار بازهم مدیر عامل به صورت مستقیم در ارائه بریف به استودیو دخالت می کند و می گوید برای اینکه قدرت بچه های استودیو مشخص شود، طراحی لوگو به سه تن از گرافیست های شرکت به صورت مسابقه طراحی ارائه شود. بریف به سه تن از طراحان مذکور ارائه می شود و بعد از دو هفته ۶ طرح مقدماتی  در حضور ۵ مدیر قضاوت می شوند. نتیجه جلسه انتخاب این استکه گرافیست های استودیو خلاقیت لازم ندارند و باید به کلاس خلاقیت فرستاده شوند. اکنون پس از ۲ سال هنوز هیچ تغییری در لوگوی شرکت داده نشده است.