Menu
نویسنده مطلب : حدیث وکیلیان

مطلب مورد بحث:

دن اریلی: عادت می‌کنیم، اما نه به همه چیز


برای من عکس این موضوع صادق بوده است همیشه:
تحمل دشواری‌های پیش‌بینی ناپذیر به مراتب برایم از تحمل دشواری هایی که یک بار آن ها را پشت سر گذاشته ام راحت تر است. ساده ترین مثال آن صاحب فرزند شدن است.بار اول که ذهنیت و پیش بینی ای از سختی های دوران بارداری، زایمان، بزرگ کردن یک نوزاد سه کیلویی و … نداشتم توانستم سختی و دشواری ان را تحمل کنم و از پسش بربیام ولی علیرغم هشدارهای علمی و غیرعلمی مرتبط با تک فرزندی که از گوشه و کنار برسرم آوار می شود وقتی به دشواری هایی که هم اکنون برایم پیش بینی پذیر شده است فکر می کنم می بینم که به هیچ وجه توان تجربه دوباره اش را ندارم. مثال های دیگر می تواند کنکور دوره لیسانس، پایان نامه فوق لیسانس و شاید دشواری های کل زندگی تا الان باشد که حتی با علم به کلیه زوایای پنهان و راه حل ها، حاضر به تجربه دوباره شان نیستم ولی از دشواری ها و تجربه های جدید استقبال می کنم.
به نظرم پیش بینی نا پذیر بودن دشواری درجه امیدواری به حل و فصل و پشت سر گذاشتن راحت آن را افزایش می دهد البته شاید این قانون صرفا برای من که خیلی خوش بین و امیدوار هستم صادق باشد