Menu
نویسنده مطلب : مهدی جلالی

مطلب مورد بحث:

بازخوانی و مرور یک نمونه بنچ مارکینگ تاریخی


نکته مهمی که در متن درس به آن اشاره شد، تعریف صحیح دامنه فرایند، و اهمیت توجه به پیش فرایند، پس فرایند، و فرایندهای موازی بود.

اوایل که به تازگی کار تولید را شروع کرده بودیم، یک کارگاه کوچک داشتیم با تعداد ۶ نفر پرسنل (اعم از اداری و تولیدی). با این تعداد پرسنل حداکثر میتوانستیم ۱۰ واحد از محصول موردنظرمان را در طی یک روز تولید کنیم.

محصولی که تولید میکردیم، انواع دربهای ضدسرقت آپارتمانی بود. در آن سالها، دربهای وارداتی از چین و ترکیه عمده سهم بازار ایران را به خود اختصاص داده بودند، و تولید این نوع دربها در داخل ایران چندان مقرون به صرفه نبود. کارگاههای تولیدی این محصول، اغلب با همین تیراژ حدود ۲۵۰ لنگه در ماه فعالیت میکردند. ( شکرِخدا، الان اوضاع خیلی بهتر شده، و تقریبا تمام نیاز بازار توسط دربهای تولید داخل تامین میشود).

چالش اولیه ما، تعیین قیمت تمام شده، و نتیجتا قیمت فروش محصولات بود. به گونه ای که بتوانیم با نمونه های وارداتی رقابت کنیم. چون تجربه ای در زمینه تولید نداشتیم، و  میدانستیم که حسابداری تولید، تفاوتهای زیادی با حسابداری بازرگانی و فروش دارد. در تولید کارگاهی، بسیاری از هزینه های پیش بینی نشده در قیمت نهایی تاثیر میگذارد؛ و یکی از بهترین روشها برای قیمتگذاری محصولات و خدمات کارگاهی، استفاده از تجربه دیگران است. مگر اینکه بخواهیم در دام آزمون و خطا بیفتیم تا خودمان متوجه هزینه های سربار اضافی بشویم.

ما هم برای اینکه احتمال خطا را کم کنیم، سعی کردیم از یکی از همکارها که در شهر تبریز مشابه این کار را انجام میدادند، و تجربه بیشتری هم داشتند، الگو برداری کنیم. تعداد پرسنل آنها، همچنین روش تولید، میزان تولید، و میزان فروششان، کاملا شبیه کارگاه ما بود. مواد اولیه مصرفی هر دو کارگاه هم دقیقا از برندهای مشابهی انتخاب شده بود. بنابراین، با خیال راحت همان لیست قیمت فروش آنها را کپی کردیم.

بعد از حدود شش ماه متوجه شدیم که این قیمت فروش، اصلا به صرفه نیست؛ و اگر به همین منوال پیش برویم آخر سال، سودی نصیبمان نخواهد شد.

با آن همکار تبریزی تماس گرفتم و این موضوع را با او مطرح کردم. بعد از کمی مشورت و صحبت با ایشان، متوجه شدم ایراد کار در قیمت خرید مواد اولیه است.

مواد اولیه برای تولید درب عمدتا از کشور ترکیه وارد میشد. ما متریال مورد نیازمان را از بازارهای داخلی تامین میکردیم (یعنی بصورت دست دوم)، اما آنها به علت نزدیکی و آشنایی بیشتر با کشور ترکیه، بصورت دست اول از شرکتهای ترک خرید میکردند. همان چند درصد اختلاف قیمت خرید، باعث شده بود که کارگاه تبریزی، بهتر از ما بتواند با محصولات خارجی موجود در بازار رقابت کند. ضمن اینکه لیست قیمت فروش آنها برایشان سودآور هم بود.