Menu
نویسنده مطلب : خدائی

مطلب مورد بحث:

گوردون آلپورت


سلام

من با خواندن این متن یاد خیلی ها افتادم که چنین صفات بارزی را دارند، مثل دکتر حسابی که سراسر زندگیشان به یادگیری و سختکوشی گذشت، یا مادر ترزا که مثال فداکاری و ایثار هستند یا هیتلر که به دیکتاتوری معروف هست و اساسا برای خیلی ها واژه دیکتاتوری یادآور هیتلر است.

 

من دوست دارم در هر کاری که انجام میدهم شان انسانی خودم را حفظ کنم و شاید این صفت باعث شده سراغ خیلی از کارها نروم یا اصلا با خیلی از آدم ها ارتباط نزدیک برقرار نکنم که البته فکر میکنم با این رفتا بیشتر برچسب آرمانی بودن و ایده آل گرایی خوردم.

خوب طبیعتا صفت کاردینالی داشتن به زندگی انسان جهت میدهد و یا شاید هدف های خاص انسان است که باعث بروز صفات کاردینالی در آنها میشود بنابراین فکر میکنم اگر بخواهیم مسیر مشخص را طی کنیم و از خیلی چیزها چشم بپوشیم داشتن صفت کاردینالی مثبت است و حداقل یک راه روشن را جلوی پای انسان قرار میدهد و اطرافیان هم حتی اگر همراه نباشند این تفاوت بارز را درک میکنند. ولی اگر نخواهیم خیلی قابل پیش بینی رفتار کنیم تا محکوم به تک بعدی بودن نشویم شاید صفت کاردینالی داشتن خیلی موجب رضایتمندی در زندگیمان نشود. هر چند شاید تنوع طلبی زیاد هم تبدیل به یک صفت کاردینالی شود.