Menu
نویسنده مطلب : محمد نصیری

مطلب مورد بحث:

بی انگیزگی و فرسودگی ناشی از اقدام‌های هم‌زمان


بعد از اینکه سربازیم تموم شد و برگشتم محل زندگیم قزوین خیلی جدی به کسب و کار پدرم که رستوران بیرون بر وارد شدم و در تمامی جهت ها شروع کردم به بهبود دادن و مدرن کردن بیزینس و تونستم نتایج خیلی خوبی هم بگیرم مانند چند برابر کردن فروش روزانه اما به دلیل کمالطلبی منفی که میخواستم همه چیز رو با هم اصلاح کنم در نتیجه به یک فرسودگی و خستگی و البته بی انگیزگی رسیدم هرچند که نبودن زبان مشترک و فکر همسو و همجهت من و پدرم و برادرم هم در این فرسودگی و بی انگیزگی بسیار تاثیر داشت و حالا کاسبی ما به جای اینکه رشد کنه در خوشبینانه ترین حالت ممکن یک وضعیت معمولی رو تجربه میکنه که البته گاهی حس میکنم با سرعت خیلی خیلی خیلی کمی هم داره افت میکنه اما چه کنم که دیگه اون انگیزه و حس و علاقه رو ندارم