Menu
نویسنده مطلب : محمد کاظمیان

مطلب مورد بحث:

نظم شخصی و فعالیت در زمانهای خاکستری


من زمانی که مطالعه می کردم یا درگیر پروژه هام بودم گوشی موبایلم هم دقیقا کنارم بود.  معمولا سایلنت نمی کردم تا اگه کسی کارم داشت و تماس گرفت متوجه بشم.
اما هر بار با به صدا در اومدن گوشیم ، باید دوباره انرژی و زمان صرف می کردم تا  تمرکز قبلیم رو به دست بیارم
حتی اگه کسی تماس نمی گرفت ، صدای نوتیفیکیشن که به گوشم می رسید یه Listener توی مغزم فعال میشد و دائم با روح و روانم کلنجار می رفت که : یعنی کی میتونه پیام داده باشه ؟ یعنی چی نوشته ؟
امان از وقتی که دل و به دریا میزنی و میری پیامو چک می کنی میبینی ایرانسله !

تصمیم گرفتم تمام ابزارها و عواملی که میتونن باعث حواس پرتیم بشن رو از کنارم دور نگه دارم و همچنین اگر قرار هست  مطالعه کنم مشخص کنم که چه حجمی رو چه مدت زمانی باید بخونم.
خیلی جالبه که اکثر اوقات دقیقا سر همون تایمی که مشخص کردم کارم تموم میشه
اگه تموم نشه :
بقیه ی اهداف روزانه ام رو انجام می دم و در آخر سر ، دوباره میرم سروقتش تا تمومش کنم
مغزم از اینکه دوباره باید بره سراغ یه کار تکراری اصلا خوشش نمیاد برا همین داره یاد میگیره دفعات بعد ، تمرکزش رو بیشتر حفظ کنه !
 
البته یه چیز دیگه برا من خیلی خوب جواب داده اینه که به خودم قول میدم اگه تونستم همه ی کارهام رو به خوبی و به موقع انجام بدم فلان فیلم که خیلی خوشم میاد رو ببینم و گرنه خبری از فیلم نیست !