Menu
نویسنده مطلب : مرضیه مصلی نژاد

مطلب مورد بحث:

فقر نوازش و قوانین نادرست در اقتصاد نوازش


فقر نوازش و قوانین نادرست در اقتصاد نوازش
مشاهده می‌شود که در بخش درخواست نوازش از دیگران (چه نوازش مثبت و چه نوازش منفی)، پروفایل نوازشی من از تقارن لازم برخوردار نیست. در این زمینه به‌شدت با هر نوع درخواستی از دیگران مخالفم و درست یا نادرست، هیچ الزامی هم به اصلاح آن نمی‌بینم و همین شیوه فعلی خودم را بهتر می‌پسندم. هر درخواستی برای نوازش را نوعی منت‌کشی می‌دانم و در هر حال با منت‌کشی مخالفم. درخواست، حکایت “نگهبان و پادشاه” را برایم تداعی می‌کند.
(حکایت کرده‌اند پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سربازی را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می‌داد.
از او پرسید: سردت نیست؟
نگهبان گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت: من الآن داخل قصر می‌روم و می‌گویم یکی از لباس‌های گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق‌زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده نگهبان را در حوالی قصر پیدا کردند، درحالی‌که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود:
ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می‌کردم، اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد.)
ممکن است من درخواست نوازش کنم، ولی به هردلیلی پاسخ داده نشود که از حالت اول بدتر است. به عبارت روشن‌تر، می‌ترسم که تقاضای نوازش کنم.

تمرین ۲:
• هیچ‌وقت به کسی نشان نده و نگو که نیاز به نوازش داری.
• لازم نیست هر وقت می‌توانی کسی را نوازش دهی، این کار را انجام دهی.
• حتی وقتی نیاز به نوازش داشتی و کسی آن را به تو داد، آن را نپذیر.
• هیچ‌وقت نوازش‌هایی را که دوست نداری و به تو می‌دهند، رد نکن [عموماً نوازش‌های منفی].
• هیچ‌وقت خودت را مورد نوازش خودت قرار نده.
قانون حاکم بر ذهن من، مورد اول است. مدل ذهنی‌ام همین مدلی است و کمتر نیاز به تأیید یا نوازش دیگران احساس می‌کنم.
و اما قوانینی که باید بشکنم: اگرچه تا حد امکان و مقدوراتم، به نوازش مثبت دیگران عادت دارم (نقض مورد دوم)، اما گمان می‌کنم هرچه این عادت را تقویت کنم، هنوز جا دارد. تنها مورد استثنا برای نوازش نکردن دیگران، این است که هرگاه قصد تنبیه کسی را دارم، از هرگونه نوازشی (اعم از مثبت یا منفی)، دریغ می‌کنم، در غیر این صورت دنبال موردی برای نوازش کردن دیگران هستم.
نمی‌دانم نوازش مثبت دیگران، ارتباطی با شکرگزاری و تشکر از دیگران دارد یا خیر، اما من به تشکر کردن معتاد هستم و قدردانی را برای خودم وظیفه‌ای می‌دانم.