Menu
نویسنده مطلب : مختار راد

مطلب مورد بحث:

نکاتی که فقط یک مدیرعامل حرفه ای و باتجربه می‌داند


علیرضای عزیز، یه پاسخ مشترک برای کامنت شما و حبیب صادقی نژاد دارم.

خیلی جالبه که مساله هایی که هر دوی شما بیان کردید از  چالش های مدیریتی هست که من در کتاب «رهبری و مدیریت یک دقیقه ای» نوشته Keneth Blanchart در مورد راهکار اون خوندم و البته بخاطر اینکه اصلا سررشته و مطالعات عمیقی در زمینه مدیریت نداشتم، ترجیح میدم بجای تلاش برای تفسیر این دو مساله از دیدگاه استراتژی، دسته بندی این دو مساله رو در همون مدیریت و روش های مدیریتی نگه دارم.

تازه فکر میکنم اینکه مشکل تفویض کار(که شما فرمودید) و مهارت حل مساله و تصمیم گیری(که حبیب نوشته) در سطح کارمندان و مدیران میانی رو بخواهیم با استراتژی تفسیر کنیم، راه دورتریه نسبت به راهکارها و تحلیل هایی که مدیریت و مدیریت منابع انسانی! در اختیارمون گذاشته اند.

به هیچ وجه راهکارهایی که دادید مورد نقد نیستند. فقط در کتابی که گفتم، این مساله ها به نحو بهتری تعریف شده اند و نتیجتا راهکار موثر تر و نزدیک تری هم بهمون داده اند.

حرف کتاب اینه که نه باید انتظار این رو داشته باشیم که بتونیم کارمندانی با پتانسیل تفویض کارها استخدام کنیم(چون خیلی کم هستند) و نه لازمه که همه کارمندان استراتژی های شرکت رو عمیقا و کاملا درک کنند و بخواهند تصمیم گیری کنند. این کتاب کارمندان رو یه چهار دسته تقسیم میکنه که دسته اول لازم دارند در جزییات کار هم راهنماییشون کنیم. دسته سوم کسانی هستند که توانایی اجرایی خوبی دارند اما در تحلیل مساله و تصمیم گیری نیاز به کمک دارند. دسته چهارم هم افرادی هستند که هم مجری خوبی هستند و هم تصمیم گیرنده خوبی.

در واقع شما برای پیاده سازی استراتژی در سازمانتون نیاز دارید دسته سه و چهار رو از دسته های قبلی گزینش و تربیت کنید. تربیت دسته سه و کمک به اونها در تصمیم گیری و تحلیل مساله، مهم ترین جاییه که می تونید استراتژی رو در سازمانتون نهادینه کنید. اون دسته رشد می کنه و تبدیل به دسته چهار میشه و میتونه اجرا و تصمیم گیری رو در راستای استراتژی در اختیار بگیره و باری از دوش مدیر برداره.