Menu
نویسنده مطلب : هومن کلبادی

مطلب مورد بحث:

معنی ابتکار عمل چیست؟ چگونه ابتکار عمل را در خود پرورش دهیم؟


با سلام

بعد از خوندنِ این درسِ بسیار مفید ، حسابی به فکر فرو رفتم و رفتارهای خودم رو در طولِ زندگیم ، مرور کردم . در بسیاری از مقاطعِ زندگیم و در بسیاری از حوزه ها ، به شدت آغازگر بودم . تا حدی که خیلی اوقات ، از طرفِ دوستان ، اطرافیان و نزدیکانم ، متهم شدم که تو دوست داری رئیس باشی و خودت شروع کننده باشی و بقیه رو دنبالِ خودت ، بکشونی ؛ یا اینکه متهم شدم که فقط دوست داری شروع کنی و به عواقبِ تصمیمی که می گیری و کاری که قراره انجام بدی ، فکر نمی کنی (البته تا حدِ زیادی با این نظرشون موافقم چون خیلی وقت ها شده که تصمیماتی احساسی و هیجانی گرفتم و تاوانِ سنگینی هم بابتش ، پرداختم . مثالِ بارزش رو هم در همین چند ماهی که عضوِ متمم شدم برام پیش اومده که دوستانم در جریانش هستن و باعث شد حسابی از کیسۀ عزتِ نفسم ، هزینه بپردازم و تصمیماتی بگیرم که شاید خودم رو بیشتر از هر فردِ دیگه ای آزرده کرد و البته ، باعث شد درس هایِ بسیار خوبی بگیرم و . . .)

همونطوری که در این پست هم توضیح داده شده ، مهم اینه که اگه آغازگر هستیم ، در جایِ مناسبِ خودش و در حوزۀ مناسبِ اون توانایی که داریم ، بتونیم از سکۀ رایجِ همون حوزه ، استفاده کنیم و نوعی تناسب و همخوانی ، بینِ توانمندیِ ما و حوزۀ مربوطه وجود داشته باشه . فکر می کنم اگر تواناییِ آغازگر بودن ، تفکرِ سیستمی رو هم به عنوانِ پشتوانۀ خودش داشته باشه و فرد بتونه سیستمی فکر کنه و در عینِ حال ، گرفتارِ کمال طلبی از یک سو و به تعویق انداختن ، از سویِ دیگر نشه ، میتونه به بهترین شکل ، از این توانمندیِ خودش ، بهره ببره و منشا و مبدا حرکات و تصمیماتی مفید برایِ خودش و اطرافیانش باشه و در نهایت ، باعثِ بهبودِ کیفیتِ زندگیِ خودش و اطرافیانش بشه . خیلی اوقات ، سایرِ خصوصیاتِ فرد ، مثلِ کمال طلبی (نه کمال گرایی) ، میتونه به شدت ، توانمدنیِ آغازگر بودنِ فرد رو سرکوب کنه و در دراز مدت ، اون فرد رو به فردی منفعل و دنباله رو ، تبدیل بکنه .

امیدوارم با ادامۀ این مبحث ، بتونم راهکارهایی برای توسعۀ معقول و کاربردیِ این توانمندی (که فکر می کنم دارم رو) یاد بگیرم و با به کار بستنِ این راهکارها و آموزه ها ، بتونم برای خودم و اطرافیانم ، مفید واقع بشم