Menu
نویسنده مطلب : شیوا صالح نیا

مطلب مورد بحث:

نقاط اهرمی، نقاط کلیدی و نقاط مرزی در سیستمها


سیستم: کتابفروشی

عضو کلیدی: کتاب ها و محصولات فرهنگی عرضه شده

عضو مرزی (نقاط تماس): کارکنان کتابفروشی- نحوه قرارگیری قفسه ها

عضو اهرمی: ابتکارات کوچکی مثل نوشتن جمله های بزرگان، تدارک بعضی محصولات فرهنگی جذاب، پیش بینی مکانی برای نشستن و بررسی کتاب ها و … که فضای کتابفروشی را برای مشتری دلخواه و خرید او را تسهیل می کند

 

یک نکته: به نظرم بهتر است قبل از بررسی هر سیستمی برای تعیین مرز آن، با ذهنی خالی از پیش داوری، پدیده های پیرامون آن را مشخص کنیم، سپس تعیین کنیم از بررسی آن سیستم چه انتظاری داریم و چه پدیده ای را می خواهیم برای آن حل کنیم و بعد مرز و به تبع آن عضو مرزی و کلیدی و … مشخص کنیم. هر سیستم با پدیده های مختلف (که بعضی از آن ها در تعامل با هم هستند) روبروست و اینکه ما تصمیم می گیریم کدام پدیده (یا پدیده ها) را برای بررسی در آن انتخاب کنیم، باعث می شود تعریف مرز سیستم تفاوت کند. اگر از ابتدای بررسی سیستم، مرز تعیین کنیم و بعد دنبال کشف و مشخص کردن پدیده ها برویم، احتمالا راه را اشتباه خواهیم رفت

یک نکته دیگر: در قسمتی از متن که اشاره شد «اگر شما مهندس طراح باشید و با بودجه ای برای تغییری ۱۰ درصدی بخواهید کیفیت محصول را بهبود دهید…» بلافاصله یاد روش «مهندسی ارزش» افتادم که با یک رویکرد متمرکز بر «کارکردگرایی» که فراتر از توجه صرف به هزینه یا کیفیت است، چارچوب خوبی برای راهنمایی در چنین تصمیم گیری هایی است. نمی دانم در متمم به این موضوع پرداخته شده است یا نه. اما اگر دوستان علاقمند به یادگیری بیشتر این مطلب بودند پیشنهاد می کنم کتاب «بهبود بی تردید» نوشته آقای محمود کریمی (انتشارات رسا) را تهیه بفرمایند که خیلی ساده و جامع این تکنیک مفید را توضیح داده است