Menu
نویسنده مطلب : علیرضا امیری

مطلب مورد بحث:

موانع کار تیمی اثربخش | سندرم آپولو در تشکیل تیم‌ها


من در گزینش نیروهای کاری ام، عموما خیلی مراقب این مسئله ام که فارغ التحصیلان دانشگاههای معتبر و یا مدارک بالاتر و یا معدل بالاتر، من رو دچار خطای محاسباتی در جذب نیرو نکنن. اتفاقا در خیلی از جاها برعکسش عمل کردم.

گاهی وقتها بوده که کسی با معدل بالا برای استخدام اومده، و من با رعایت احترام و با دادن آگاهی بیشتر به اون گفتم: [هر چه معدل کسی بالاتر باشه، من بیشتر نگران میشم. چون معدل بالا احتمالا شما رو دچار خطای تخمین در تواناییها میکنه و به همون نسبت انتظارات شما هم میتونه شما رو به خطا بکشونه. من حتی معدل بالا (دانشگاههای خودمون) رو خطرناک هم میدونم].

اگر بین دو نفر در شرایط استخدامی و استعدادی برابر، که یکیشون در رزومه ی کاریش معدل ۱۸ از یک دانشگاه معتبر بدون هیچ سابقه ی کاری، و دیگری با معدل ۱۲ از یک دانشگاه کم نام و نشان، با دو سال سابقه ی کار دانشجویی و پاره وقت بخوام یکی رو انتخاب کنم بی تردید نفر دوم رو انتخاب میکنم. تجربه هم بارها بهم ثابت کرده که این نوع انتخاب مفیدتر بوده. مخصوصا برای کارهای تیمی. همینکه نفر دوم دو سال در شرکتی و سازمانی فعالیتی داشته و احتمالا بخشی از “تعاملات سازمانی” رو یاد گرفته میتونه در موفقیت تیم تأثیر خوبی داشته باشه.

با تمام احترام برای فارغ التحصیلان دانشگاههای معتبر با معدل بالا، بارها شاهد این بودم که بچه های فارغ التحصیل از دانشگاههای کم اسم و رسم مثل پیام نور و علمی کاربردی و آزاد، برای کار تیمی خیلی مناسب تر بودن و “یکدست تر و منعطف تر و هوشمندانه تر و تیمی تر” عمل میکنن و با کار تیمی و روحیه ی تیمی سازگارتر هستن. چه به لحاظ سطح توقع، چه سطح پذیرش، چه به لحاظ گرفتار نشدن در توهم پیشرفت میانبُر، و چه سطح “ساخت‌پذیری” برای قرار گرفتن در قالب یک تیم بسیار مناسب تر هستن.

(پی نوشت حاشیه ای: دوستان عزیز؛ این موارد رو با مراقبت از خطاهای شناختی ام عنوان کردم و مراقب خطاهای شناختی خود بودم اما باز هم ممکن است نادانسته دچار آنها بوده باشم. لطفا مطلب فوق را با مراقبت بیشتری بخوانید).

از طرف دیگه هم خیلی وقتها بوده که یک شخص تازه فارغ التحصیل شده رو، که هیچ سابقه ی کاری ای نداشته و فقط استعداد داشته، به یک کارمند با سابقه ی مدعی، که نزدیک به ده سال سابقه ی کاری داشته ترجیح دادم. چون تشخیص دادم که در یک تیم کاری این شخص بسیار مفیدتر هستش و میتونه در ترکیب همکاران، جای خودش رو پیدا کنه و رشد کنه و به اون جایی که من موردنظرم هست برسه. و تیم کاری ام رو پر از متخصص های آپولو نکردم که هر کی برسه بهم بگه: با این کارمندا “میخوای آپولو هوا کنی!”