Menu
نویسنده مطلب : هیوا

مطلب مورد بحث:

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) | تفاوت شاخص های عملکردی و عملیاتی


۱- فکر کنم جواب دادن به عکس این سوال سخت‌تر باشه. یعنی همه‌مون آدم‌ها زیادی رو سراغ داریم که هدفشون چیزهایی هست که به نظر میاد برای داشتن یه زندگی خوب لازم هستند و به این چیزها نه به عنوان ابزاری برای رسیدن هدف، بلکه به عنوان خود هدف نگاه می کنند. اصلا وقت اینکار رو ندارند. در واقع هدف اصلی خیلی از ماها شده مدرک، پول و شاخصهای عملیاتی دیگر.

در حالیکه هدف نهایی ما- با ادبیات این درس، شاخص‌های عملیاتی -، وقت و آزادی عمل داشتنه، رضایت داشتنه و موارد مشابه.

فکر کنم بعضی وقتها عکس این اشتباه رو هم انجام میدیم. می‌خواهیم مثلا بیشتر کتاب بخوانیم یا وزنمان را کم کنیم. اما شاخصهای عملیاتی مناسبی – مثل روزی نیم ساعت یا بیست صفحه مطالعه یا بیست دقیقه ورزش- تعریف نمی‌کنیم و تمرکز ما روی اجرای شاخص‌های عملکردی خواهد بود!

همانطور که در آخر متن درس هم اشاره شد، برای شفاف‌تر شدن تصویر ذهنی خودمون و کم کردن تعارضات درونی و کوتاه کردن گفتگوهای ذهنی بی‌نتیجه، بهتره که آگاهانه شاخص‌های عملکردی و عملیاتی بهتری رو تعریف کنیم.

۲- هم برای خودم پیش آمده و هم چنین موردی را زیاد دیده‌ام. مخصوصاً وقتهایی که مسیر رسیدن به اون هدف مورد نظر طولانی باشه، آنقدر درگیر ابزارها و کارهای لازم برای رسیدن به آن هدف(که آنها را با شاخصهای عملیاتی اندازه میگیریم و ارزیابی میکنیم) میشیم، انگار اینها اهداف اصلی(– شاخصهای عملکردی) هستند.